تحلیل جامعهشناسی تاریخی از بومیشدن ذکریگری در بلوچستان از دعوی مهدویت تا بازتولید هویت دینی
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم و فنون هستهای
2 دانشگاه صنعتی شریف
doi
10.48311/jhs.2026.120275.82946چکیده
چکیده: این پژوهش با رویکردی جامعهشناسی تاریخی به بررسی تکوین، تحول و بازتفسیر مفهوم مهدویت در آیین ذکری بلوچستان میپردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که آیا ذکریگری را باید امتداد مستقیم دعوی مهدویت سید محمد جونپوری دانست، یا آن را بهعنوان یک نظام دینی بومیشده و مستقل تحلیل کرد. برای پاسخ به این پرسش، از چارچوب نظری «مهدویت بهمثابه جنبش نجاتبخش» و «نظریه دین بومیشده» بهره گرفته شده و روش پژوهش بر تلفیق تحلیل تاریخی منابع مکتوب با دادههای کیفی حاصل از مصاحبههای میدانی استوار است. یافتهها نشان میدهد که ذکریگری محصول فرآیندی چندسطحی از انتقال، بازتفسیر و بازتولید آموزههای مهدوی در بستر خاص بلوچستان است. در این فرآیند، مفهوم مهدی از یک منجی آخرالزمانی به یک «حضور قدسی جاری» دگرگون شده و در قالب مفاهیمی چون نور، ولایت و ذکر در تجربه زیسته مؤمنان نهادینه شده است. این تحول در پیوند با شرایط جغرافیایی پیرامونی، غلبه تصوف عامیانه و ساختارهای قبیلهای، به شکلگیری نوعی دینداری تجربهمحور و هویتساز انجامیده است. تحلیل یافتهها نشان میدهد که بومیشدن مهدویت در ذکریگری در چهار بعد قابل فهم است: حضورمند شدن مهدویت، نمادین شدن مهدی، باطنی شدن شریعت و راهبردی شدن دین. این سطوح، در مجموع، بیانگر تبدیل دین از یک نظام اعتقادی صرف به سازوکاری برای بازتولید هویت و بقا در شرایط حاشیهای هستند. بدینترتیب، ذکریگری نه بهعنوان انحرافی اعتقادی، بلکه بهعنوان پاسخی تاریخی–فرهنگی به شرایط خاص بلوچستان قابل تحلیل است. این پژوهش با تلفیق سطوح تاریخی، الهیاتی و جامعهشناختی، به غنای ادبیات موجود در زمینه مهدویت و دین در جوامع پیرامونی کمک میکند و نشان میدهد که مفاهیم دینی در تعامل با زمینههای محلی، واجد پویایی و سیالیت معنایی هستند. مهدویت بهعنوان یکی از بنیادیترین مفاهیم الهیاتی در جهان اسلام، همواره نقشی تعیینکننده در شکلدهی به جنبشهای دینی، بازسازیهای اعتقادی و کنشهای اجتماعی ایفا کرده است. این مفهوم که در معنای عام به ظهور منجی الهی برای برقراری عدالت و احیای دین اشاره دارد، در طول تاریخ اسلام در قالب قرائتهای متنوعی در میان مذاهب و جریانهای مختلف اسلامی بازتفسیر شده است (صابونی،1981، 12). در این میان، برخی جریانها از بعد «انتظار آخرالزمانی» فراتر رفته و با تاریخیسازی مفهوم مهدی، آن را در قالب شخصیتی معاصر یا گذشته متحقق دانستهاند؛ امری که به شکلگیری جنبشهای مهدوی با کارکردهای اجتماعی و هویتی انجامیده است.