الگوی پارادایمی ریسک فرونشست زمین با رویکرد توسعه‌محور در مدیریت منابع آب

نویسندگان

1 محقق بخش تحقیقات اقتصادی- اجتماعی و ترویجی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی زنجان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، زنجان، ایران

2 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان زنجان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، زنجان، ایران

doi
10.22059/jhsci.2025.398222.887
چکیده

هدف: فرونشست زمین در مناطق خشک ایران، ناشی از برداشت بی‌رویۀ آب زیرزمینی، تغییرات کاربری اراضی، ضعف حکمرانی آب و تغییرات اقلیمی، امنیت منابع آب و زیرساخت‌ها را تهدید می‌کند. این پژوهش با رویکرد داده‌بنیاد، اولین مدل پارادایمی کیفی فرونشست در زنجان را با تأکید بر ضعف حکمرانی آب و رویکرد توسعه‌محور ارائه می‌دهد. این مدل، با ادغام ابعاد مدیریتی و انسانی و پیشنهاد راهبردهای عملی مبتنی بر مشارکت محلی، پایداری منابع آب را تقویت می‌کند. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر روش نظریۀ داده‌بنیاد انجام گرفت. جامعۀ آماری شامل خبرگان و متخصصان حوزۀ فرونشست و مدیریت منابع آب در استان زنجان بود که از میان آنها ۱۸ نفر به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند گردآوری شد و تحلیل کیفی با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA نسخۀ ۱۸ و براساس مدل پارادایمی شامل شرایط علّی، مداخله‌گر و زمینه‌ای صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج تحقیق نشان داد که فرونشست زمین ناشی از برهم‌کنش پیچیده مجموعه‌ای از عوامل است. عوامل علّی شامل برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، نبود برنامه‌ریزی تلفیقی در مدیریت آب و ضعف در اجرای قوانین است. عوامل مداخله‌گر شامل شرایط اقلیمی متغیر، ویژگی‌های زمین‌شناسی و فشارهای اقتصادی- اجتماعی مانند بیکاری در مناطق روستایی و قیمت کم آب زیرزمینی است. عوامل زمینه‌ای مانند ساختار حکمرانی ناپایدار، ناهماهنگی دستگاه‌ها، مشارکت کم جوامع محلی و زیرساخت‌های ناکافی نیز زمینه‌ساز تسریع و گسترش این پدیده شده‌اند. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که مدیریت فرونشست تنها با رویکردی جامع و هماهنگ در چارچوب مدیریت پایدار منابع آب امکان‌پذیر است. نوآوری این پژوهش در معرفی نخستین مدل پارادایمی کیفی فرونشست در زنجان با تمرکز بر حکمرانی آب و رویکرد توسعه‌محور است که با ادغام ابعاد انسانی و مدیریتی در کنار عوامل طبیعی، راهبردهای عملی مبتنی بر مشارکت محلی را پیشنهاد می‌کند. این دستاورد می‌تواند مبنایی برای طراحی سیاست‌ها و اقدامات پیشگیرانه در سطح ملی و منطقه‌ای باشد.