بازخوانی درس‌آموخته‌های اجتماعی اسکان موقت بعد از زلزله در ایران

نویسندگان

1 استاد گروه توسعه اجتماعی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jhsci.2025.388445.863
چکیده

مقالۀ حاضر، «خلأ اجتماعی» در فرایند مدیریت فاجعه و بحران در ایران را بازنمایی می‌کند. در چرخۀ مدیریت بحران، دورۀ موسوم به اسکان موقت، زمان بااهمیت و مهمی است که بخشی از قوت یا ضعف مدیریت فاجعه برپایۀ آن ارزیابی می‌شود. اسکان موقت، ترکیبی از اشکال اقامت و سکونت غیردائمی آسیب‌دیدگان فاجعه‌ها تحت نام‌های سرپناه، سکونت‌دهی اضطراری، سکونت کوتاه‌مدت و غیره را در بر می‌گیرد و دارای جنبه‌های فنی- سازه‌ای، کالبدی- محیطی و اجتماعی- فرهنگی است. بخش مهمی از اطلاعات مقاله، از یک پژوهش میدانی و کیفی شامل 300 مصاحبۀ عمیق با مردم و مسئولان ملی، استانی و محلی متولی اسکان در استان کرمانشاه اقتباس شده است. بازخوانی تجارب اسکان موقت در زلزله‌های مهم ایران به‌ویژه زلزلۀ سرپل‌ذهاب، هفت نکتۀ اجتماعی مهم را به‌شرح زیر یادآوری می‌کند: «استقبال اندک آوارگان از اردوگاه‌های گروهی و اصرار بر انتخاب فردی»، «انتقاد به ناهماهنگی و موازی‌کاری‌ و ایجاد حس نابرابری و تبعیض»، «ورود افراد غیربومی در مناطق بحران‌زده و تولید ناامنی»، «استفادۀ اندک از ظرفیت‌های محلی و دانش بومی در تاب‌آوری اجتماعی»، «اسکان یکنواخت و کم‌توجه به تعلقات قومی، نظام خویشاوندی و همسایگی، محارم و تابوهای اجتماعی»، «فقدان برنامۀ معین در تقویت خودامدادی محلی با بهره‌گیری از توان گروه‌های اجتماعی از جمله زنان» و «تصور و توقع نادرست مردم و مسئولان از وظایف یکدیگر». مقاله با تأکید بر بازخوانی عوامل اجتماعی، بر نقاط مشترک برآمده از یافته‌های پژوهش‌های مختلف تمرکز می‌کند. در پایان برخی راهکارهای اجتنابی و انطباقی برای اصلاح فرایند مذکور پیشنهاد می‌کند.