از «استعمار» تا «جهانی شدن»؛ تحولات «اقتصادی»، دگرگونیهای «سیاسی» و مسالۀ «آگاهی»
نویسندگان
1 دانشیار و عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22034/isj.2025.519607.2327چکیده
تفکر دربارۀ نسبت تحولات «اقتصادی» در شکلگیری دگرگونیهای «سیاسی» بزرگ در حوزه بینالملل در یک سدۀ گذشته محل تأمل جدی متفکران علوم سیاسی و اجتماعی بوده است بر این مبنا، پرسش اصلی پژوهش این است که چگونه تحولات اقتصادی در گذر از عصر «استعماری» به عصر «جهانی شدن» نقش محوری در تحولات بینالمللی ایفا کرده و نظام «آگاهی» چگونه به صورتبندی این روند یاری رسانده است؟ پژوهش با روش «تبیین تاریخی» و رویکرد «تاریخ اقتصادی» این فرضیه را مطرح میکند در قرن بیستم سرمایهداری با شیوۀ تولید اقتصادِ «آزاد» و «بازاری جهانی» مبتنی بر تولیدات صنعتی با توجه به اولویت ایالات متحده، بر سرمایهداری با شیوۀ تولید «محلی» بر اساس مناسبات استعماری تفوق یافته که به زایش عصر «جهانی شدن» منتج شده است. سایر یافتهها نشان میدهد صورتبندیهای نظام آگاهی در جوامع «مرکز» و «پیرامون» اهمیت بسزایی در فهم فرآیند تبدیل این دو روند در قرن بیستم ایفا کرده است.