تحلیل عوامل تعیینکننده مؤثر بر روابط جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپا (1401-1357) از دیدگاه نظریه گفتمان
نویسندگان
1 استادیار، گروه روابط بین الملل، دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، جمهوری اسلامی ایران
2 Master student in Islamic Studies and Political Science, Faculty of Islamic Studies and Political Science, Imam Sadiq University, Tehran, Islamic Republic of Iran
doi
10.22034/isj.2025.497922.2273چکیده
صحبت دربارهٔ تاریخ روابط کشورهای اروپایی و ایران به دوران صفویه بازمیگردد. تقریباً از همان ابتدای روابط ایران و اروپا، اهمیت تعامل با کشوری با مختصات جغرافیایی ایران برای تمامی رهبران اروپایی آشکار شد؛ این اهمیت بینظیر باعث شد که در طول سالها، سفرهای بیشماری از سوی اروپاییها به ایران صورت گیرد و تاریخ ایران شاهد حضور و نفوذ نیروهای اروپایی باشد.فرضیه این مقاله این است که پس از انقلاب اسلامی، روابط جمهوری اسلامی ایران و اروپا دستخوش تغییرات چشمگیری شده و منطق حاکم بر روابط ایران و اروپا بهطور کامل تغییر کرده است. در واقع، به نظر میرسد که پس از انقلاب اسلامی، روابط این بازیگران وارد مرحلهای شده است که حتی تغییرات دولتها و سیاستگذاران، وقوع رویدادهای تأثیرگذار مختلف، و تلاشهای دو طرف برای بهبود روابط، نتوانستهاند به پیشرفت مداوم آن منجر شوند. این امر نشاندهندهٔ وجود یک عامل بنیادی در روابط ایران و اروپا است که بهطور مداوم تعاملات آنها را در طول سالها تضعیف کرده است.اما این عامل بنیادی که فراتر از تمامی تغییرات قرار دارد و بر روابط این دو تأثیر میگذارد، چیست؟ یافتههای این مقاله، با استفاده از روششناسی تحلیل گفتمان، نشان میدهند که عامل اصلی تأثیرگذار بر بهبود یا تضعیف روابط ایران و اروپا، گفتمانهای متفاوت و اغلب متضاد این بازیگران بینالمللی است؛ عاملی که بهعنوان عنصر ساختاری اصلی در شکلدهی تعاملات آنها عمل میکند. این عامل زیربنایی، دو دستهٔ دیگر از عوامل—داخلی و خارجی—را نیز به همراه دارد که نقشی ثانویه در شکلدهی روابط ایران و اروپا ایفا میکنند.