مطالعه تطبیقی تأثیر پیشران‌‌های داخلی بر کشمکش‌‌های منطقه‌‌ای در خاورمیانه از منظر نظریه سیاست خارجی انحرافی؛ مورد مطالعه: ترکیه، عربستان سعودی و عراق

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22034/isj.2025.525594.2341
چکیده

کشمکش‌ها و سیاست خاورمیانه‌ای کشورهای منطقه خاورمیانه اغلب در قالب مولفه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بدون درنظر گرفتن تاثیر پیشران‌های داخلی تحلیل می‌شوند. پیشران‌های داخلی نه تنها بر کشمکش‌های خاورمیانه‌ای تاثیر می‌گذارند، بلکه حتی نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به کشمکش‌ها و سیاست خاورمیانه‌ای کشورهای این منطقه می‌توانند ایفاء ‌کنند. دراین راستا، هدف مقاله حاضر، بررسی تطبیقی چگونگی تاثیرگذاری پیشران‌های داخلی بر کشمکش‌های خاورمیانه‌ای عراق، ترکیه و عربستان است. پرسش اصلی مقاله این است که چگونه پیشران‌های داخلی بر کشمکش‌های خاورمیانه‌ای عراق، ترکیه و عربستان با محوریت موضوعات تهاجم عراق علیه کویت (1990)، مساله کردی (2019-2013) و مداخله سعودی در جنگ سوریه (2011-2016) تاثیر گذاشتند؟ فرضیه این است که مشکلات و بحران‌های داخلی، به‌‌عنوان مهم‌ترین پیشران‌های داخلی در عراق، ترکیه و عربستان، در شکل‌گیری انگیزه‌های انحرافی آنها برای به‌‌راه‌انداختن یا ورود به کشمکش‌های منطقه‌ای با تمرکز بر موضوعات تهاجم عراق علیه کویت (1990)، مساله کردی (2019-2013) و مداخله عربستان در جنگ سوریه (2011-2016) تاثیرگذار بودند. روش تحقیق، کیفی با رویکرد مقایسه‌ای و گردآوری داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی است. داده‌ها با بکارگیری نظریه سیاست خارجی انحرافی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. مقاله پیشنهاد می‌‌کند که «حکمرانی خوب»، نقشی پایدار در حل کشمکش‌های خاورمیانه‌‌ای و ثبات منطقه‌ای ایفاء می‌کند. از‌این‌منظر، اصلاحات داخلی در عربستان و تغییرات ساختاری در عراقِ دوره پساصدام موجب دگرگونی در راهبرد و کشمکش‌های خاورمیانه‌ای آنها شده است. درمقابل، سیاست خاورمیانه‌ای ترکیه که از دهه دوم حکمرانی حزب آ.ک.پ به‌تدریج بر کاهش قدرت نرم مبتنی بوده، باتوجه به عدم تغییر معنادار سیاست‌های داخلی و عقب‌نشینی دموکراتیک دراین‌دوره، همچنان تداوم یافته است.