توسعه اقتصادی به مثابه پارادایم قدرت در دوره های اندیشه ژئوپلیتیک
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
2 دانشآموخته دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/isj.2025.444407.2148چکیده
توسعه، فرآیندی برای دستیابی به وضعیت مطلوب است که کشورها با تدوین و پیگیری سیاستهای مشخصی آن را دنبال میکنند. از سوی دیگر، چنین مفاهیمی عمدتا ماحصل برنامهها و سیاستهای بیرونی و تجویزی است که برای تقویت بنیه کشورهای ضعیف از سوی قدرتهای بزرگ و کشورهای توسعه یافته ارائه شده است. تحقیق حاضر با اتخاذ رویکرد ژئوپلیتیکی و با بهرهگیری از دورههای اندیشه «ژئوپلیتیک تمدنی»، «ژئوپلیتیک طبیعتگرا» و «ژئوپلیتیک ایدئولوژیک» مورد نظر جان اگینو، به واکاوی سیر تحول مفهومی توسعه و توسعه اقتصادی میپردازد. از اینرو، تحقیق حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که ماهیت مفهوم توسعه و توسعه اقتصای با توجه به دوران اندیشه ژئوپلیتیکی چیست؟ روش تحقیق، توصیفی ـ تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به توجه به ماهیت مسئله مورد بررسی، کتابخانهای و اسنادی است. یافتههای تحقیق با بررسی مفهوم و ماهیت توسعه و توسعه اقتصادی در سه کلان دوره اندیشهی ژئوپلیتیکی، نشان میدهد که توسعه با قرائتهای مختلف، به عنوان گفتمان یا پارادایمی از قدرت، از سوی قدرتهای مرکز به کشورهای ضعیف اقتصادی و سیاسی تجویز میشده است. در چنین برخوردی و برای توجیه و پیشرفت سیاستهای قدرت، از کشورهای ضعیف ذیل عناوین «بربر»، «عقب مانده»؛ «توسعه نیافته»؛ «جهان سوم»؛ «در حال توسعه»؛ «جنوب»؛ «غیرمتمدن» و ... یاد شده است. همچنین در یک مدل روابط ژئوپلیتیکی مرکز ـ پیرامون، سیاستهای قدرتطلبانه مرکز زیر عنوان توسعه و مشتقات آن در کشورهای ضعیف دنبال شده و آنان را در موقعیّت تابع و وابسته و استثمار شده قرار داده است.