تعدیل نظریه سیکل قدرت چارلز دوران: مطالعه موردی ایالات متحده آمریکا
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
2 استاد گروه روابط بین الملل، واحدتهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ایران
3 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
4 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
doi
10.22034/isj.2025.458433.2176چکیده
این مقاله با هدف بررسی و تعدیل نظریه سیکل قدرت چارلز دوران، به تحلیل تأثیرات فناوریهای نوین بر نظم بینالملل و تغییرات قدرت میپردازد. سوال اصلی پژوهش این است که شاخصهای جدید جهت تعدیل نظریه سیکل قدرت کدامند و این شاخصها چه تأثیری بر نظم بینالملل دارند؟ فرضیه پژوهش بیان میدارد که فناوریهای نوظهور، بهویژه در حوزههای هوش مصنوعی و ارتباطات، قادرند بهطور معناداری سیکلهای قدرت را در سطح جهانی تغییر دهند و برتری قدرتهای بزرگ را تقویت یا تضعیف کنند. در این راستا، چارچوب نظری مقاله مبتنی بر نظریه سیکل قدرت دوران است که با الگو گرفتن از بایوریتم انسانی، به تحلیل سیکلهای قدرت در نظام بینالملل پرداخته و شاخصهای جدیدی را به آن اضافه میکند. روش تحقیق این پژوهش از نوع تبیینی-تحلیلی بوده و با بررسی دادهها و روندهای تاریخی، الگوی جدیدی را ارائه میدهد که نقش فناوریهای نوین را در تحول نظم بینالملل و پایداری قدرتها مورد ارزیابی قرار میدهد. نتایج و یافتههای این پژوهش نشان میدهد که فناوریهای نوظهور نهتنها میتوانند به تغییرات اساسی در ساختار قدرت جهانی منجر شوند، بلکه نیاز به بازنگری در نظریههای سنتی قدرت و نظم بینالملل را بیش از پیش ضروری میسازند. همچنین، این مطالعه محدودیتهایی نظیر دشواری در پیشبینی دقیق تأثیرات بلندمدت فناوریها و عدم دسترسی به برخی دادههای معتبر را دارد. پیشنهاد میشود که پژوهشهای آتی بر روی مدلهای ترکیبی متمرکز شوند که علاوه بر عوامل مادی و فناورانه، به نقش هنجارها، فرهنگ و عقاید نیز توجه کنند تا بتوانند تصویری جامعتر از آینده نظم بینالملل ارائه دهند.