نقش ادراک رهبران در تحولات اقتصادی- سیاسی هند و تأثیرش بر سیاست خارجی این کشور
نویسندگان
1 دانشیار گروه روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشآموخته دکتری روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی.
doi
10.22034/isj.2025.463828.2189چکیده
هند از قدرتهای نوظهور اقتصادی، رشد و توسعه چشمگیری را در چند دهه اخیر تجربه نموده است. این کشور با شروع اصلاحات اقتصادی در سال 1991، دست به ساماندهی اقتصاد سیاسی زد که امروز به عنوان یک قدرت اقتصادی رو به رشد، در عرصه بینالمللی شناخته میشود. در این راستا، هدف این پژوهش، بررسی روندهای حاکم بر اقتصاد سیاسی کشورهند با تمرکز بر نقش ادراک رهبران این کشور میباشد. از این روی، این پژوهش سعی دارد به این سوال اساسی بپردازد،که ادراک رهبران هند چه تأثیری بر اقتصاد سیاسی و متعاقبا سیاستخارجی این کشور داشته است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که رهبران هند بر اساس ادراک خود از شرایط نامناسب اقتصادی داخلی این کشور و نظم حاکم بر نظام بینالملل با ساماندهی مجدد ساختار اقتصادی- سیاسی در راستای منافع اقتصادی- تجاری، نقش مهم در سیاستخارجی تعاملگرا و همسو با نظم بینالمللی داشته اند. در این تحقیق، سعی شده است از روش نمونهپژوهی و تحلیل روند با رویکرد تبینی در تحلیل دادهها استفاده شود. نتیجه کلی پژوهش نشان میدهد که با روی کار آمدن رهبران بعد از نهرو با رویکرد عملگرایانه که مبتنی بر درک واقعبینانه آنان از وضعیت نامناسب اقتصادی هند بوده است، دست به اصلاحات اقتصادی میزنند و در تعامل با نظم حاکم براقتصاد بینالملل ساختار نوین اقتصادی سیاسی هند را شکل میدهد و در پی آن سیاستخارجی هند نیز از آرمانگرایی و عدم تعهد به سیاستخارجی عملگرا و همگرایی با ساختار نظام بینالملل تغییر جهت یافته است.واژگان کلیدی: هند، اقتصاد سیاسی، رهبران هند، سیاست خارجی.