مطالعه مقایسهای آرای معطوف به سیاستخارجی توسعهگرا
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد علوم و تحقیقات، دانشکاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد گروه روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/isj.2025.500936.2286چکیده
چالشی اساسی در سیاستخارجی، تبدیل دیپلماسی به ابزاری برای تحقق اهداف توسعه اقتصادی است. لذا این مسئله مطرح میشود که چه رابطهای میان الگوهای توسعهاقتصادی و جهتگیری سیاستخارجی بهعنوان سیاستخارجی توسعهگرا است و آیا مجموعهای از راهبردهای ثابت برای این نوع سیاستخارجی وجود دارد یا این راهبردها بسته به شرایط و ویژگیهای هر کشور متفاوتند. بر این اساس سوال اصلی پژوهش این است که در چارچوب آراء معطوف به سیاستخارجی توسعهگرا، کدام معیارهای راهبردی مشترک قابل شناسایی است؟ فرضیه این است که در چارچوب نظریههای مربوط به سیاستخارجی توسعهگرا، دو معیار راهبردی «هماهنگی نهادی» و «تعامل دولت با بخشخصوصی» به فصل مشترک آراء مزبور تبدیل شده و در کنار آنها «دیپلماسی اقتصادی فعال و بسیج منابع»، «وجود نهاد هدایتگر و تمرکز بر ساختارهای متمرکز تصمیمگیری» و «شناخت دقیق از خود و تعریف منافعملی» دارای بیشترین تکرار هستند و به این دلیل از اهمیت بالایی برخوردارند. در این تحقیق، با استفاده از روش کیفی-تفسیری و تکنیک تحلیل محتوی کمی، به توصیف و تفسیر شاخصهای کلیدی الگوها و راهبردهای سیاستخارجی پرداخته شدهاست که منجر به توسعه اقتصادی میشوند. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل راهبردهای مشترک و منحصر به فرد در سیاستخارجی توسعهگرا و ارزیابی آنها است که میتوانند بر توسعه اقتصادی یک کشور تأثیر بسزایی داشته یاشند. یافتههای تحقیق نشان میدهند که در کنار راهبردهای مشترک، راهبردهایی مانند «حکمرانی مالی»، «دیپلماسیعمومی» و «انعطافپذیری و تمرکززدایی» با تقویت خودکفایی، قدرت نرم و سازگاری با شرایط جهانی، مکمل راهبردهای مشترکاند و توسعه پایدار را تسریع میکنند.