بررسی ارتباط شدت درد، علا یم بالینی، مدت دردو اختلالات الکترود یا گنوزیس در سندرم مجرای مچ دست
نویسندگان
1 دانشیار گروه جراحی اعصاب و طب فیزیکی.
2 گروه ارتوپدی، بیمارستان امام خمینی (ره)، دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، اهواز، ایران.
3 استادیار گروه جراحی اعصاب.
4 مرکز تحقیقات دیابت، دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، اهواز، ایران.
doi
چکیده
زمینه و هدف: درگیری عصب مدیان در مچ دست یکی از شایعترین نوروپاتیهای فشاری بوده که موجب مراجعۀ بیمار به درمانگاههای بیماران جسمی و حرکتی اعم از ارتوپدی، نورولوژی یا طب فیزیکی میشود. برای تعیین میزان آسیب عصب از گزارش شدت درد توسط بیمار، معاینه، علایم کلینیکی و میزان اختلالات در بررسیهای الکترودیاگنوزیس (EDX) استفاده میشود. هدف این مطالعه بررسی ارتباط میان شدت شکایت درد با علائم بالینی، مدت بیماری و یافتههای الکترودیاگنوس بود. روش بررسی: در طی دو سال، تمام بیمارانی که برای درد دستها و علایم سندرم مجرای مچ دست به بیمارستان امام خمینی (ره) مراجعه نمودند از نظر شدت و مدت درد، علایم کلنیکی و الکترودیاگنوس بررسی و به کمک روشهای آماری میان آنان ارتباطسنجی بهعمل آمد. یافتهها: 370 بیمار شامل 234 زن و 136 مرد با میانگین سنی 6/12±5/47 سال بررسی شدند. گزارش شدت درد 02/2±09/6 بود. اختلالات EDX در 104 بیمار خیلی خفیف (Minimal CTS)؛ و 166 بیمار، خفیف (Mild CTS)؛ و 59 بیمار متوسط Moderate CTS))؛ و در 41 بیمار گرفتاری شدید (Severe CTS) بود. بررسیهای آماری نشان داد گزارش شدت درد با اختلالات الکترودیاگنوس ارتباط معناداری ندارد، ولی مدت ابتلا با علایم الکترودیاگنوس ارتباط داشت (35/0 r=و 0001/0P=). لیکن میان شدت علایم بالینی با اختلالات الکترودیاگنوس ارتباط معنادار بود (54/0=r و 0001/0P=). نتیجهگیری: در ارزیابی شدت گرفتاری عصب مدیان در سندرم تونل کارپال لازم غیر از درد، باید به شدت علایم کلینیکی بیمار و شدت اختلالات الکتروفیزیولوژیک توجه نمود و گزارش شدت درد توسط بیمار با شدت گرفتاری عصب تطابق ندارد.