ارزیابی تطبیقی رویکرد ایران و چین در فرایندهای بینالمللی انتقال قدرت
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه تربیتمدرس، تهران، ایران.
2 دکتری روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22034/isj.2024.417168.2075چکیده
انتقال قدرت در فرایند نظام بینالملل موجب تغییرات نظم موجود و مستقر است که چالشها و فرصتهایی را برای کشورهای غیر هژمون به همراه دارد. مساله اصلی این مقاله ارزیابی تطبیقی رویکرد جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تحولات در نظم مستقر جهانی است و سوال اصلی مقاله ناظر بر این پرسش است که مواضع چین و ایران در مواجهه با فرایندهای انتقال قدرت در نظام بینالمللی چگونه صورتبندی شده است؟ مقاله نشان میدهد در حالی که رویکرد ایران به تحولات معطوف به انتقال قدرت در نظم بینالمللی، بیشتر بر جنبه «ایده» تمرکز دارد و چرخهای نا تمام به شمار میرود، نگرش و عملکرد چین، متمرکز بر سهگانه «ایده»، مدیریت «منابع» و «نهادسازی» متمرکز بوده است. یافتههای پژوهش همچنین نشان از آن دارد در حالی که که چین از طریق ابتکارهای چندجانبهگرا عملیاتی نظیر «ایده اجماع پکن» و «ابتکار کمربند و راه» و «نهادسازی» نظیر بانک بریکس، بانک زیرساخت آسیایی، صندوق جاده ابریشم، سازمان همکاری شانگهایی و تجمیع منابع با طراحی مشارکتهای اقتصادی جامع منطقهای موجب تضعیف هژمونی آمریکا شده است، ابتکارهای ایران برای تضعیف هژمونی آمریکا بیشتر در حوزه کنشگفتاری و ایده، صورتبندی فهم و درک شده است. گردآوری مطالب کتابخانهای و اسنادی بوده و روش پژوهش، پایش تطبیقی روندها بر مبنای مقایسه و تحلیلهای پسارویدادی است.