هویت سیاسی فرقهای و ثبات سیاسی در عراق؛ تحلیل مقایسهای عصر صدام و پساصدام
نویسندگان
1 استادیار بازنشسته واحد تهران مرکزی گروه علوم سیاسی گرایش جامعه شناسی سیاسی،واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/isj.2024.407550.2065چکیده
عراق، تحت تأثیر روندها و رقابتهای ملی، منطقهای و بینالمللی به کانون منازعات تبدیل شده است. فروپاشی حکومت صدام، بحران هویت سیاسیـ فرقهای را که در دوران صدام مخفی بود، به چالش اصلی جامعه سیاسی عراق تبدیل کرد. بررسی جامعهشناختی این هویتها بهویژه کردها، تشیع و اهل تسنن نشان میدهد که گرایش به «خردهگروهگرایی» برای برآورده کردن مطالباتشان و تشکیل هویتهای مقاومت در برابر دولت و هویت ملی عراقی ناشی از فضای باز سیاسی پس از صدام روند صعودی داشته است. هویتهای سیاسی عراق این دغدغه را در برابر دولت ملی دارند که نخبگان سیاسی همچون گذشته بهدنبال ایجاد هویتی مسلط بر سایر هویتها هستند. نتیجه این وضعیت، تقویت هویتهای فروملی، افزایش بحران و بیثباتی سیاسی عراق پس از صدام بوده است. این هویتها با رویکرد فروملی به ایجاد، تقویت و تداوم شکنندگی در ساختار سیاسی عراق منجر شدهاند. این مقاله که از روش توصیفی و تحلیلی استفاده میکند، هدفش بررسی تاثیر هویتهای سیاسی عراق پساصدام در ایجاد بیثباتی سیاسی این کشور است. سؤال اصلی نوشتار پیش رو این است: هویتهای سیاسی برآمده از عراق پساصدام چه تأثیری در بیثباتی سیاسی این کشور داشته است؟ یافته مقاله نشان میدهد، گرایش به خردهگروهگرایی در برابر دولت ملی که به تشکیل هویتهای مقاومت منجر شده است، «بیثباتی سیاسی» را در چشمانداز آینده عراق در پی خواهد داشت.