نسبت هنر و دین: تأملی بر دیدگاههای مسیحیت، روشنگری و اسلام

نویسندگان

1 دکترای فلسفۀ تعلیم و تربیت، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی. تهران، ایران.

2 عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی تهران

doi
10.22034/ksiu.2021.1132
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل نسبت هنر و دین بر اساس دیدگاههای مسیحیت، روشنگری(کانت) و دین اسلام انجام شد. روش: روش پژوهش، توصیفی و تحلیلی، استنتاج قیاسی و مقایسه‌ای است. به همین منظور، نخست دیدگاههای مسیحیت و دورۀ روشنگری با نظر به دیدگاه کانت پیرامون نسبت هنر و دین تبیین و تحلیل، سپس نسبت هنر و دین در چشم‌انداز زیباشناسی اسلامی به عنوان نظریۀ بدیل معرفی شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که هنر و دین در دیدگاه مسیحت، دیدگاه روشنگری کانت و دیدگاه اسلامی چه نسبتی با یکدیگر دارند. یافته‌ها: دین اسلام به طور متفاوت و منسجم در مقایسه با دو دیدگاه رقیب، به نسبت هنر و دین پرداخته و از منظر زیبایی‌شناسی هنر و دین را بر مبانی توحیدی استوار ساخته است. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش ضمن بازنمود چنین تحلیلهایی نشان داد که در رویکرد مسیحی، جداییِ بین هنر و دین را با عنوان «انحصارگراییِ هنر» می‌توان تصور کرد. دیدگاه روشنگری، به ویژه دیدگاه کانت، ارزش هنر را در لذت حاصل از آن می‌داند و تنها ارتباط دین و هنر، در دین اخلاقی قابل توجه است. در زیبایی‌شناسی اسلامی، هنر در هیچ شرایطی مستقل از دین نیست. در رویکرد مسیحی، استقلال هنر از سایر قلمروهای علمی، به وضوح دیده می‌شود. اما در رویکرد اسلامی، هنر با توحید الهی و آموزه‌های قرآن گره خورده است. بر همین اساس، نظریۀ زیبایی‌شناسی اسلامی منسجم بوده و به عنوان یک نظریۀ بدیل بر دو نظریۀ دیگر دقیق‌تر است.