مولویخانه به مثابۀ نهاد فرهنگی؛ تأملی در ردپای فرهنگ ایرانی در قلمرو عثمانی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jhic.2025.401312.654601چکیده
مولویه یکی از طریقتهای مهم و تأثیرگذار در دورۀ عثمانی بود که با اتکا به نهاد «مولویخانه» توانست به حفظ، ترویج و بازآفرینی میراث فرهنگی مولانا (ف. ۶۷۲ق./ 1273م.) در گسترۀ قلمرو عثمانی بپردازد. مولویخانهها صرفاً خانقاههایی برای سلوک معنوی و تربیت سالکان نبودند، بلکه بهمنزلۀ نهادهایی فرهنگی، نقشی بنیادین در انتقال، تداوم و نهادینهسازی عناصری از فرهنگ ایرانی ایفا کردند. پرسش اصلی جستار پیشِ رو این است که مولویخانهها چگونه به بستری برای بازتولید و گسترش عناصر فرهنگ ایرانی در سرزمینهای دولت عثمانی تبدیل شدند و در عین حال در شکلدهی به هویت فرهنگی این دولت سهمی مؤثر داشتند. بر اساس روش بررسی تاریخی مبتنی بر رویکرد توصیفی، یافتههای پژوهش نشان میدهد که در مولویخانههای قلمرو عثمانی، عناصر متنوعی از فرهنگ ایرانی، همچون نوروز و عاشورا، در قالب مناسک و آداب ویژه بازتاب یافته است. افزون بر این، زبان فارسی در سایۀ سنت مثنویخوانی و شرح و تفسیر آثار مولانا جایگاهی ممتاز یافت؛ بهگونهای که فراگیری زبان فارسی به یکی از ضرورتهای درک عمیقتر اندیشههای مولانا و میراث ادبی ایران در مولویخانههای قلمرو عثمانی بدل شد. از این منظر، مولویخانهها، نهتنها کانونهای معنوی، بلکه مراکز مهم فرهنگی بودند که به پیوند میان سنت ایرانی و فضای معنوی و فرهنگی عثمانی یاری رساندند. بررسی جایگاه این نهادها چشمانداز تازهای برای مطالعۀ تاریخ تعاملات میان فرهنگ ایرانی و عثمانی میگشاید و اهمیت توجه به تاریخ تصوف و نهادهای فرهنگی را آشکار میسازد.