همسنجی الگوهای غالبِ کیفرگذاریِ جرایم نوجوانان دراسناد بین المللی حقوق بشر و حقوق ایران؛ از گفتمان رفاه تا گفتمان عدالت
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.
doi
10.22034/isj.2024.437656.2144چکیده
چگونگی تعیین پاسخ درحقوق کیفری نوجوانان محل مناقشۀ قانونگذاران در انتخاب برنامهها و سیاستهای منطقی قرار داشته است؛ بهنحویکه موجب شکلگیری الگوهای متفاوت در زمینۀ کیفرگذاریِ جرایم این افراد شده است. رایجترین آنها، الگوی عدالت و رفاه است. الگوی عدالت بر پذیرش کیفرهای سختگیرانه و استفاده ازآن جهت ارعاب یا استحقاق تأکید داشته و الگوی رفاه ازطریق تضمین حق بر بازپروری درصدد بهسازی وضعیت رفتاری/شخصیتی نوجوانان بزهکار است. پرسش اصلی مقاله این است که چه الگوی پاسخگذاری در حقوق داخلی و نظام بینالمللی حقوق بشرکه هدف خود را بر افتراقیسازی عدالت کیفری بنا نهاده پذیرفته شده است. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعۀ قوانین داخلی و بینالمللی با نگاه تطبیقی جهت پاسخگویی به این پرسشها استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشانگرهنجارمندسازی گفتمان الگوی رفاه در مقرره-های گوناگونِ اسناد بینالمللی است. بهطوریکه میتوان فردیسازی،کثرتگرایی ارفاقهای حبسزدا و ممنوعیت مطلق کاربست رویکرد سختگیرانه را در این اسناد ملاحظه کرد.در مقابل،گفتمان تقنینی ایران با توجه به ماهیت جرم نوجوانان، گرایش به الگوهای رقیب داشته است. یعنی در جرایم شرعی براساس مؤلفههایامکان کاربست کیفرهای بدنی وتضمین حق برامنیت و در تعزیرات با توجه به فردیزدایی و محوریت سالبآزادی، الگوی عدالت و الگوی جایگزینی به مثابۀ الگوی غالبکیفرگذاری پذیرفته شده است.