بازتاب آموزههای شیعی در هنرومعماری اصفهان عصر صفویه؛(مطالعه موردی: مسجد شیخلطفالله)
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ کارشناسی آموزش تاریخ، دانشگاه فرهنگیان، مرکز شهدای مکه، تهران، ایران
doi
10.22059/jhic.2025.399050.654591چکیده
آموزههای ایدئولوژیک از ارکان اساسی در شکلگیری حکومتها و نظامهای اجتماعی به شمار میروند. این آموزهها روابط قدرت را تنظیم، مشروعیت حاکمان را تبیین و جهتگیری سیاستهای داخلی و خارجی را تعیین میکنند. هر نظام سیاسی بر پایۀ چهارچوبی ایدئولوژیک استوار میشود که ارزشها، قوانین و ساختارهای آن را تعریف میکند. این چهارچوب، حوزههای گوناگونی از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا مذهب، هنر و حتی معماری را تحت تأثیر قرار میدهد. در ایرانِ عصر صفوی، این آموزهها نهتنها ساختار سیاسی و اجتماعی را متحول کردند، بلکه سبکهای هنری و معماری را نیز عمیقاً تحتالشعاع خود قرار دادند. صفویان با تکیه بر مشروعیت مذهبی و تمرکز قدرت، بخشی از هویت سیاسی و فرهنگی خویش را در قالب معماری شهری و بناهای باشکوه به نمایش گذاشتند. یکی از برجستهترین جلوههای این تأثیرگذاری را میتوان در مسجد شیخ لطفالله اصفهان مشاهده کرد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آموزههای شیعی در هنر و معماری عصر صفویه، با تأکید بر مسجد شیخ لطفالله، چگونه بازتاب و نمود یافته است؟ این پژوهش با بهکارگیری روش تاریخی و رویکردی توصیفی - تحلیلی و با اتکا بر منابع کتابخانهای و مشاهدۀ میدانیِ آثار هنری، در پی پاسخ به این پرسش است. به نظر میرسد حاکمان صفوی با بهکارگیری هدفمند آموزهها در عرصۀ هنر و معماری، از آن به عنوان ابزاری مؤثر برای مشروعیتبخشی و ترویج مذهب تشیع بهره بردهاند و مسجد شیخ لطفالله را به نمادی برجسته از معماری سیاسی ـ مذهبی شیعه تبدیل کردهاند.