واکاوی تطبیقی منطق جنگ روایتها: دو جریان فکری _ سیاسی سدههای نخستین اسلامی و پیامدهای آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، رشتۀ تفسیر تطبیقی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم، ایران
2 دانشیار، گروه تفسیر و علوم قرآن، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم، ایران
3 استادیار، گروه تفسیر و علوم قرآن، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم، ایران
doi
10.22059/jhic.2026.402523.654603چکیده
پدیدۀ جنگ روایتها یکی از مؤلفههای محوری در شکلگیری، تثبیت و تضعیف گفتمانها در جوامع انسانی، بهویژه در بستر منازعات سیاسی و عقیدتی است. این پدیده در ادبیات ارتباطات، یکی از شاخههای اصلی جنگ نرم و جلوهای از جنگ شناختی محسوب میشود که با بهرهگیری از رسانه، روایت و اقناع، به بازسازی واقعیت در ذهن مخاطبان میپردازد. این پژوهش با تمرکز بر نسبت جنگ روایتها با دو مفهوم بنیادین اخلاق و مصلحت، به بررسی تطبیقی در دو جریان فکری - سیاسی معصومان(ع) و جریانهای فکری - سیاسی وابسته به قدرت حاکم در سدههای نخستین اسلامی میپردازد. پرسش اصلی آن است که دو جریان اصلی تا چه حد به بیان حقایق و ارزشهای اخلاقی پایبند بوده یا روایتگری را در خدمت اهداف مصلحتگرایانه قرار دادهاند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و بر پایۀ منابع معتبر فریقین، ابتدا مفاهیم روایت، اخلاق و مصلحت را تعریف و سپس شیوههای روایتی، همچون تحریف، حذف، تأویل هدایتشده و جعل را شناسایی و مقایسه کرده و در ادامه، نسبت هدف و وسیله در روایتگری واکاوی شده و این مسئله بررسی میشود که «آیا مشروعیت هدف میتواند بهکارگیری ابزارهای غیراخلاقی در روایتپردازی را توجیه کند؟». نتایج نشان میدهد که جریانهای سیاسی وابسته به قدرت غالباً اهداف سیاسی را مجوز دستکاری در روایتها تلقی کردهاند، درمقابل، جریان فکری معصومان(ع) بر پایبندی به حقیقت و رعایت موازین اخلاقی در منطق روایتگری استوار بوده است. این مطالعه درنهایت پیامدهای این دو منطق بر حافظۀ جمعی مسلمانان و تولید معرفت دینی را به روش تطبیقی تحلیل کرده است.