مقایسه شروط پرداخت نفقه در نکاح دائم با منقطع از منظر فقه و حقوق اسلامی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد علوم قرآنی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، آذربایجان غربی، ایران
2 استادیار گروه فقه و حقوق، دانشکده الهیات و علوم اسلامی، دانشگاه تبریز، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و حقوق اسلامی، گروه فقه و حقوق، دانشکده الهیات و علوم اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22034/ejs.2024.442924.1696چکیده
زمینه و هدف: پرداخت نفقه یکی از مهمترین موضوعات در روابط زوجین است؛ و تا آنجا اهمیت دارد که قانونگذار، مقررات خاصی برای آن وضع نموده است؛ لذا در این تحقیق به بررسی شروط عـدم پرداخت نفقه در نکـاح دائم و پـرداخت آن در نکاح منقطع پرداخته می شود.مواد و روش: این مقاله از نوع توصیفی تحلیلی میباشد. مواد و دادهها کیفی است و از فیشبرداری در گردآوری مطالب استفادهشد.ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقتداری و امانتداری شده است.یافتهها: شرایط پرداخت نفقه به نوع نکاح بستگی دارد. بطوریکه نفقه در نکاح دائم یکی از تکالیف شوهر است و مستند قانونی دارد (ماده 1106 قانون مدنی). در نکاح دائم، ﻣﻄﺎﺑﻖ اﺻﻞ ﻋﻘﻼﯾﯽ و ﺷﺮﻋﯽ ﺣﺎﮐﻤﯿﺖ اراده، زوﺟﯿﻦ میتوانند ﺑﺮ اﺳﻘﺎط نفقه آﯾﻨﺪه توافق نمایند و در انفاق به زوجه، برخلاف نکاح دائم، در نکاح موقت زوج وظیفهای در قبال پرداخت نفقه به زوجه ندارد؛ مگر آنکه ضمن عقد شرط شده باشد. نتیجه: شرط پرداخت نفقه در نکاح موقت موردپذیرش قانونگذار قرارگرفته، و در مورد آن اجماع وجود دارد. اصل حاکمیت اراده طرفین در قراردادها نیز تأییدکننده این نظر میباشد؛ اما در نکاح موقت، نفقه واجب نیست و در صورت شرط به پرداخت آن، تابع آثار نفقه در نکاح دائم نمیباشد.