نامشناسی و مکانیابی رودخانۀ «بند امیر» [Bendemir] در کرانههای شمالی خلیج فارس بر مبنای نقشۀ گیوم دولیل فرانسوی از ایران عصر صفوی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری، گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jhic.2026.407650.654621چکیده
همزمان با عصر صفوی (سدۀ 16-18م./ 10-12ق.) تکاپوهای جغرافیایی اروپائیان از ایران، اینبار در قالب ترسیم نقشههای جغرافیایی، وضعیت جدیدی به خود گرفت. علاوه بر تعدّد نقشهها، تنوّع اطلاعات درجشده در آنان دربارۀ مشخصههای جغرافیایی ایران، ازجمله توصیف چهرۀ طبیعی ایران، قابلتوجه است. از آنجا که نقشهنگاران اروپایی به اندازۀ سفرنامهنویسان دست به مطالعات میدانی و پیمایشی نمیزدند، بعضاً برخی خطاهای ادراکی دربارۀ یک جاینام ایرانی در نقشههایشان بازتاب پیدا میکرد. در همین راستا، هدف مقالۀ پیشِرو آن است تا نحوۀ نامگذاری و مکانگزینی رودخانهای با نام «بند امیر» در کرانههای شمالی خلیج فارس را در نقشهای که «گیوم دولیل»[1] فرانسوی در سال 1702م./ 1113ق. از ایران و سرزمینهای پیرامونی آن ترسیم کرد، مورد بررسی قرار دهد. پرسش مقاله این است که «ریشۀ تاریخی نام "بند امیر" در نقشۀ دولیل که در کرانههای شمالی خلیج فارس مکانگزینی شده چیست و تا چه اندازه مکانیابی وی با واقعیتهای جغرافیایی معاصر صفوی، همخوانی دارد؟». روش این مقاله، توصیفی-تطبیقی است. یافتههای مقاله الگویی از تعارض جغرافیای ذهنی نقشهنگار با واقعیتهای سرزمینی صفویان را نمایان میسازد؛ بهطوری که رودخانهای با نام «بند امیر»، نهتنها دارای هوّیت جغرافیایی مستقل در کرانههای شمالی خلیج فارس نبود، بلکه با واقعیتهای سرزمینی صفویان در ایالت فارس نیز همخوانی نداشت. درواقع دولیل، از یکسو متأثر از خطایی ادراکی توسط سفرنامهنویسان و نقشهنگاران پیشینی و از سوی دیگر شهرت تاریخی بند مشهور به امیر، منتسب به عضدالدوله بویهی، این نام را به «رودخانۀ سکّان» یا «قرهآغاج» بعدی، اطلاق کرد.