تحلیلی بر شیوه‌های خوش‌نویسی نستعلیق؛ سبک تبریز مکتب ترکمانان

نویسندگان

1 دانشیار ،گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهراء(س)، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهراء(س)، تهران، ایران.

doi
10.22059/jhic.2025.381289.654514
چکیده

هنرِ دورة پساایلخانی در کنار دین، به‌ عنصر هویت و مشروعیت‌بخش حکومت‌ها تبدیل شد. پیشرفت هنر خوش‌نویسی و نگارگری در کنار سایر هنرها، جامعه را با پویایی روبه‌رو ساخت و نوعی تکثر و تنوع را در قالب هویت مغولی - ترکی و ایرانی ایجاد کرد. مکتب خوش‌نویسی شیراز آل‌اینجو و آل‌مظفر در سدة هشتم، پیشگام شد و بغداد و تبریز جلایری نیز با ترکیب میراث شیرازیان و نبوغ تبریزیان به ‌نوآوری رسید.خط نستعلیق، تجلی آمیزة دوگانة بالا بود که در تبریز به‌اوج خود رسید و با کوچ اجباری هنرمندان تبریزی به ‌سمرقند و هرات، کانون هنری نیز تغییر موقعیت داد. با قدرت‌گیری حکمرانان قراقویونلو و آق‌قویونلو، مکتب خوش‌نویسی ترکمان باویژگی‌های خاص، بار دیگر قوام گرفت. این پژوهش، به ‌روش تحلیل تاریخی به ‌شناسائی تنوع سنخ‌های خوش‌نویسی نستعلیق در قلمرو ترکمانان پرداخته و با توجه به‌ سلسله‌نسبِ خط، فعالیت شش جریان خوش‌نویسی را به‌موازات هم شناسایی کرده است که با توجه به ‌استاد سرشاخه، می‌توان به ‌«شیوة خوارزمی»، «شیوة عبدالحی استرآبادی»، «شیوة خلوتی‌تبریزی»، «شیوة هرویان»، «شیوة اظهر تبریزی» و «شیوة متفرقه» اشاره کرد. رقابت‌ها و همراهی‌هایی بین این شیوه‌ها وجود داشت. این سنخ‌شناسی بر اساس جنبه‌های تخصصی خط‌شناسی و استاد - شاگردی تنظیم شده است. پژوهش حاضر نشان داده است که نمی‌توان دورة ترکمانی را به سبب کوتاهی حاکمیت سیاسی نادیده گرفت. هدف مقاله، نشان‌دادن تداوم سنت خوش‌نویسی فراتر از مرزها و دربار تیموریان است. پیشرفت خوش‌نویسی در سلسله‌ها، با پیشرفت دورة تیموری و صفوی برابری می‌کند. درضمن، منشأ اصلی خوش‌نویسی مکتب تیموری، ولایات غرب ایران بود که تاحدودی بدون تغییر به‌ ترکمانان منتقل شد و سپس زمینة شکل‌گیری مکتب صفوی را ایجاد کرد. البته، جایگاه مکتب ترکمانان را تنها نباید به‌ میانجی‌گری و ابزار انتقالی تقلیل داد، بلکه بر جنبة زیبایی‌شناسی و ظرافت قلم نیز افزوده است.