کاربست راهبرد قتلهای هدفمند علیه رهبران تروریسم: نقدی حقوقی بر توجیهات نظامی با تأکید بر ضوابط حقوقی بینالمللی قابل اعمال
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسیارشد، گروه حقوق بینالملل، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
2 استادیار گروه حقوق بینالملل، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
doi
10.22034/isj.2023.389138.1986چکیده
با ورود به قرن 21 تغییرات فاحشی در رویه تعداد معدودی از دولتها پیرامون نحوه مبارزه با تروریسم پدید آمد. در این راستا کشورهای اسرائیل و آمریکا راهبردهای نظامی ناشناختهای همچون راهبرد قتلهای هدفمند را در دکترین نظامی خود وارد نمودند و بر پایه آن به مبارزه با آنچه که به زعمشان تروریسم تعبیر میگشت پرداختند. راهبرد صدرالأشاره از این امتیاز برخوردار است که از لشکرکشیهای گسترده علیه تروریسم اجتناب و صرفاً رهبرانشان را مورد هدف قرار میدهد لیکن هیچ مقررهای در حقوق بینالملل مبارزه با تروریسم را با توسل بدین راهبرد تجویز ننموده است. پرسش اصلی تحقیق حاضر آن است که به لحاظ حقوقی چه انتقاداتی بر توجیهات نظامی مطروحه در مقام طرفداری از توسل بدین راهبرد وارد است و در صورت لزوم بر کاربست این راهبرد مسکوت در حقوق بینالملل چه ضوابطی میبایست رعایت شود؟ در این تحقیق نویسندگان از روش توصیفی-تحلیلی و در مواردی از روش تطبیقی استفاده نمودند تا به پرسش فوق پاسخ دهند. نتیجه کلی تحقیق بدین موضوع تأکید میکند که هر چند در مواردی کاربست راهبرد قتلهای هدفمند علیه رهبران تروریسم از لحاظ نظامی مطلوب است لیکن توجیه حقوقی چنین عملی بسیار دشوار بوده و مقتضی است که در صورت لزوم بر کاربست این راهبرد پنج ضابطه رعایت شود.