دوگانۀ اقتدارگرایی و اصلاح‌طلبی سلطان ‌عبدالعزیز و تأثیر آن بر تحولات عصر تنظیمات

نویسندگان

1 دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22059/jhic.2025.395274.654581
چکیده

بازخوانی روند برافتادن دولت آل‌عثمان مستلزم توجه ‌به تحولات مختلف اواخر دورۀ عثمانی است و بررسی کم‌وکیف سیاست‌ورزی سلاطین ‌عثمانی این دوره اهمیت به‌سزایی دارد. در شرایطی که از آغاز دورۀ تنظیمات، محوریت قدرت از باب‌همایون به باب‌عالی منتقل شده بود، سلاطین این دوره به‌رغم همراهی با شرایط جدید، اندیشۀ بازگردانی قدرت مطلقۀ عثمانیان را در سر می‌پروراندند. سلطان‌ عبدالعزیز (حک.1277-1293ه‍/ 1861-1876م) بعد از دست یافتن به سلطنت به‌صورت فعالانه درصدد برآمد اقتدار باب‌همایون را احیاء کند. از این‌رو، این مقاله می‌ کوشد بررسی نماید که «ذهنیت و رویکردهای دوگانۀ این سلطان عثمانی چه تأثیری بر تحولات عصر تنظیمات داشت؟» بازخوانی کنش‌ها و اقدامات عبدالعزیز در دورۀ سلطنت وی بر اتکا بر روش شخصیت‌شناسی تاریخی نشان می‌دهد که عبدالعزیز برای تحقق احیای اقتدار سلطنت، کوشید خودش را داعیه‌دار اصلی تنظیمات و اصلاحات نشان دهد. او در عین‌ وانمود به تعهد به نوسازی اصلاح‌طلبانه، تلاش خود را برای تضعیف باب‌عالی متمرکز کرد. عبدالعزیز با ممانعت از قدرت‌یافتن اخلاف عالی‌پاشا در مقام صدرات و کنار زدن شخصیتی مانند مدحت‌پاشا، سعی نمود نوگرایی در دولت و جامعه را رهبری کند؛ امری که در آن توفیق چندانی به دست نیاورد. از این‌رو، به جایِ اصلاح امور، نه‌تنها مشکلات داخلی و خارجی دولت ‌عثمانی کاهش نیافت، بلکه تشدید کسری بودجۀ سالیانه نارضایتی عمومی از وی را عیان کرد. بر این اساس، در کنار گروه‌های نوگرا و اصلاح‌طلب، اقشار سنتی جامعۀ ‌عثمانی نیز به مخالفت با سیاست‌های این سلطان ‌عثمانی پرداختند. در نتیجۀ استمرار اوضاع نابسامان و بن‌بست سیاسیِ پدید‌آمده، به‌دلیل اینکه عبدالعزیز حاضر به واگذاری اختیارات مطلقۀ خود نبود، با تدبیر شخصیت‌های سیاسی عثمانی او از سلطنت خلع شد. از این‌رو، بنا بر یافته‌های این پژوهش می‌توان گفت که دوگانگی حاکم بر سیاست‌ورزی عبدالعزیز و تذبذب وی بین اقتدارگرایی مطلقه و اصلاح‌طلبی نوگرایانه منجر به تضعیف بیشتر دولت ‌عثمانی در این زمان شد.