بازخوانی ماهیّت عقد و تحلیل جایگاه عقد باطل در فقه امامیّه و حقوق ایران

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران (نویسنده مسئول)

2 استادیار گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بندرعباس، بندرعباس، ایران

doi
10.22075/feqh.2020.19809.2343
چکیده

با مطالعه عبارات فقها و حقوقدانان پیرامون تعریف عقد و برشمردن آثار آن، می­توان به این نتیجه دست یافت که در نظر ایشان، ابتناء بر قصد انشاء و ایجاد تغییر در عالم اعتبار، دو ویژگی جدایی­ ناپذیر عقد به شمار می آیند. این رویکرد سبب شده تا در گذر زمان، استعمال لفظ عقد تنها در معنای صحیح آن رواج یافته و عقد باطل با قراردادی که واقع نشده است، یکسان دانسته شود. با وجود این، به­ نظر می ­رسد هرچند هر دو حالت فوق در عدم ایجاد اثر به ­نحو علّت همسان بوده؛ اما عقد باطل، پدیده ­ای واقعی است که در برخی مواقع می ­تواند سبب ایجاد اثر شود. ثمره عملی این ادّعا در مواردی از قبیل خیار تبعّض صفقه، حقّ فسخ ناشی از بطلان شرط و حتی قاعده انحلال عقد واحد به عقود متعدد، آشکار می ­شود. نگارندگان نوشتار حاضر با بررسی آرای فقها و مطالعه مواد قوانین ایران معتقدند که لفظ عقد، در معنایی اعمّ از صحیح و باطل وضع شده و به این ترتیب عقد به عنوان مقسم، نه ماهیّتی اعتباری، که پدیده ­ای واقعی قلمداد می ­شود.