سیاسیشدن هویتهای قومی و مذهبی از منظر مبانی نظری ثبات سیاسی در مصر بعد از بهار عربی (2011-2022)
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکترای علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/isj.2023.370911.1954چکیده
یکی از مهمترین مباحث و موضوعات در جامعه شناسی جدید، «سیاست هویتی» است. سیاست هویتی در اشاره به سیاسی شدن هویتهای قومی، فرهنگی، زبانی، مذهبی و فعالیت و مشارکت سیاسی گروههای قومی -مذهبی برای پیگیری خواستهها، حقوق شهروندی و تعیین سرنوشت خود به کار میرود. در چند دههی اخیر خاورمیانه به مهمترین منطقهی کانونی تروریسم و خشونتهای قومی-مذهبی بدل شده است. با شروع دومینوی ناآرامی در سرزمینهای عربی در سال 2011، مصر از اولین دولتهای عرب بود که بهعنوان خاستگاه و نقطهی آغاز این طغیانها دستخوش تحولات سیاسی و اجتماعی شد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی محقق از مدل نظری «دولت-ملت سازی» استفاده نموده است تا به مهمترین علل سیاسی شدن هویتهای قومی و مذهبی در مصر بعد از بهار عربی پاسخ دهد؟ یافتهها نشان میدهد علل سیاسی شدن هویتهای قومی و مذهبی ارتباط مستقیمی با پروسه دولت -ملتسازی در این کشور آفریقایی دارد . کشور مصر با برخورداری از جامعهی مدنی نسبتا قوی توانست مرحلهی گذار را طی کند و پس از انقلاب در شاخصهایی چون ثبات سیاسی، تعدد احزاب، نرخ بیکاری، نرخ تورم، نرخ فقر و دسترسی به اینترنت پیشرفت داشته باشد. اما علیرغم این پیشرفتها، نبود اجماع در تبیین هویت ملی، خلل در انتقال با ثبات قدرت و گستره عمیق و وسیع فعالیت ارتش به عنوان موانعی برای پروسه دولت-ملتسازی موفق در مصر هنوز مشهود است.