رویارویی با علوم جدید درمیان آثار و آرای سید اسدالله خرقانی
نویسندگان
1 استاد، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علـوم انـسانی، دانـشگاه بـینالمللـی امـام خمینـی(ره)، قـزوین، ایران،
2 دانشیار، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علـوم انـسانی، دانـشگاه بـینالمللـی امـام خمینـی(ره)، قـزوین، ایران،
3 استاد، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علـوم انـسانی، دانـشگاه بـینالمللـی امـام خمینـی (ره)، قـزوین، ایران،
4 دانشجوی دکتری، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران،
doi
10.22059/jhic.2025.381212.654513چکیده
ورود علوم جدید بهایران مانندِ ورود سایر دستاوردهای نوین غربیِ عصر قاجار، با واکنشهای متفاوتی همراه بود. بخشی از این واکنشها را، عالمان دینیای نشان دادند که در آن زمان در جامعۀ ایرانی جایگاه ویژهای داشتند؛ از همینرو مطالعۀ رویارویی این گروه با علوم جدید، بهعنوان یکی از مهمترین مظاهر تمدنی غرب، میتواند در شناختی عمیقتر از رفتار ایرانیان با پدیدههای نوین حایز اهمیت باشد. یکی از این علما، سیداسدالله میرسلامی خرقانی (1254-1355ق) بود که از جوانی، فعالیتهای اجتماعی داشت و در ادامه هم جزو سیاسیون زمان مشروطه و پس از آن بهحساب میآمد. خرقانی با علوم جدید و برخی مفاهیم آن آشنایی پیدا کرد و از نتایج این علوم برای اثبات آرای دینی و اجتماعی خود، برای مثال در موضوع شرب مسکرات و تعدد زوجات بهرهگرفت. البته، این بهمعنای پذیرش بدون چون و چرا و قید و شرط علوم جدید نبود، بلکه ضمن توصیۀ مسلمانان بهاستفاده از مزایای این علوم، بهویژه در روشهای آن و تشکیک در پذیرفتهها و پیشفرضهای علوم طبیعی قدیم، در جایی نیز بهنقد علوم جدیدی میپرداخت که مشهورترین آن نسبت بهنظریۀ تکامل یا فرگشت است. پژوهش حاضر کوشیده است، ضمن بررسی استدلالات، همراهیها و انتقادهای خرقانی در برابر علوم جدید، با محوریت آثار برجایمانده از او و با نگاه برنقش و زمینۀ دغدغههای اعتقادی وی، به این پرسش نیز پاسخ دهد که آیا او بهطور مشخص در جایگاه مخالف یا موافق علوم جدید قرار میگیرد یا میتوان نگاهی دیگر داشت؟