بررسی مقایسه ای مبانی معرفت شناختی رویکردهای میانه در روابط بین الملل
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی.
2 دانشآموخته کارشناسیارشد روابط بینالملل دانشگاه یزد.
doi
10.22034/isj.2023.374836.1937چکیده
ظهور رویکردهای میانه (سازهانگاری اجتماعی، نظریه انتقادی، مکتب انگلیسی) در سنت نظریهپردازی روابط بینالملل حاصل تحولات فکری و دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی در نیمه دوم قرن بیستم بوده است. این تحولات که زمینه را برای تقابل رویکردهای جدید در برابر اثباتگرایان فراهم نمود، به مناظره سوم در این رشته مطالعاتی شکل داد؛ مناظرهای که بخش قابلتوجه آن را رویکردهای میانه تشکیل داده بودند. درواقع نظریهپردازان رویکردهای میانه نیز در این مشاجرات فکری در برابر خردگرایان قرارگرفتند و در کنار پساساختارگرایان، استدلالهای هستی شناختی و معرفتشناختی متفاوت خود را در تقابل با جریان اصلی ارائه دادند. نویسنده در این پژوهش تلاش دارد که مبانی معرفتشناختی رویکردهای میانه را بر اساس 3 دغدغه معرفتشناختی یعنی مسئله امکان شناخت، چگونگی شناخت و غایت و هدف از شناخت را مورد بررسی قرار دهد. ازاینرو، سؤال اصلی این پژوهش این است که دیدگاه هر یک از نظریههای طیف میانه در روابط بینالملل نسبت به امکان شناخت، چگونگی شناخت و غایت و هدف شناخت چگونه است؟ پژوهش حاضر تلاش میکند که با توسل به یک بررسی مقایسهای به این سؤالات پاسخ دهد.