بیطرفی دولتها و تحریم: مطالعه مورد سوئیس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکده الهیات، حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار عضو هیات علمی گروه روابط بینالملل، دانشکده الهیات، حقوق و علوم سیاسی،واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران،
3 گروه روابط بین الملل؛ دانشکده الهیات، حقوق و علوم سیاسی؛ واحد علوم و تحقیقات؛ دانشگاه آزاد اسلامی؛ تهران؛ ایران.
4 گروه روابط بین الملل؛ دانشکده الهیات، حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی؛ تهران؛ ایران.
doi
10.22034/isj.2023.368767.1930چکیده
در مخاصمه میان دو یا چند کشور، برخی از دولتها اعلام بیطرفی مینمایند. اتخاذ این رویکرد دولت بیطرف را از یکسری حقوقی برخوردار و در مقابل، تکالیفی را نیز متوجه آن میسازد. با توجه به افزایش کاربرد تحریم و تأثیر آن بر حقوق بشر مردم کشورهدف، این مقاله به دنبال یافتن پاسخ به این سؤال است که آیا دولت بیطرف بهلحاظ حقوق بینالملل مجاز به اعمال تحریم علیه یکی از کشورهای متخاصم میباشد؟ و اساساً ارتباط میان رویکرد بیطرفی و تحریم چگونه تفسیر میشود؟ نوشتار حاضر با مطالعۀ موردیِ سوئیس بهعنوان کشوری برخوردار از بیطرفی دائمی، با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی این فرضیه را بهآزمون میگذارد که در عصر حاضر، پارادایم بیطرفی مشابه بسیاری از مفاهیم و رویکردهای بینالمللی عمدتاً متأثر از اقتضائات و منافع سیاسی، امنیتی و اقتصادی کشورها، تفسیر میشود و منافع مزبور ابعاد حقوقی بیطرفی را به موضوعی ثانویه تقلیل میدهد. مضافاً اینکه فشارهای بینالمللی و منطقهای، حتی کشورهای بیطرف دائم را نیز ناگزیر از مشارکت در تحریمها مینماید. نتیجه اینکه، با ادامۀ چنین روندی انتظار میرود رویکرد بیطرفی در آینده از مفهوم سنتی فاصله گرفته و دامنهاش از قابلیت تفسیر بیشتری برخوردار گردد.