تعیین مناطق ممنوع ژئومورفولوژیکی در شهر بجنورد بهمنظور مکانگزینی جهتهای مناسب توسعۀ شهری از دیدگاه مخاطرهشناسی
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه کوثر بجنورد
2 استاد ژئومورفولوژی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhsci.2021.315867.618چکیده
فعالیتهای بدون برنامۀ انسان در محیط، مخاطرات و خسارات مختلفی از جنبههای انسانی، اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی در پی دارد که میتوان آثار و عواقب فاجعهآمیز آنها را به کمک برنامهریزیهای بعدی و آمادگی برای اقدامات اضطراری کاهش داد. هدف پژوهش حاضر، تعیین مناطق ممنوع ژئومورفولوژیکی بهمنظور مکانگزینی جهتهای مناسب توسعۀ شهری از دیدگاه مخاطرهشناسی در گسترۀ شهری و پیراشهری بجنورد است. با این هدف و در رویکرد سیستمی، متغیرهای محیطی شامل پارامترهای ژئومورفولوژی، زمینشناسی (لیتولوژی و گسلهای فعال)، توپوگرافی (شیب، جهت شیب و ارتفاع)، هیدرولوژی (فاصله از رودخانه و مسیلها) و پارامترهای انسانی (کاربری اراضی و فاصله از نقاط شهری و جمعیتی) در محدودۀ مطالعاتی در قالب نقشههای طبقهبندی تهیه شد و فازیسازی لایهها انجام گرفت. با استفاده از مدل ANP وزن نهایی هر کدام از لایههای عاملی در نرمافزار Super decision بهدست آمد. از حاصلضرب وزن نهایی بهدستآمده از مدل ANP با لایههای فازیشده و با استفاده از عملگر Fuzzy Gamma 0.5، نقشۀ تلفیقی بهدست آمد و مناطق ممنوع ژئومورفولوژیکی از منظر توسعۀ شهری مشخص شد و پهنههای باقیماندۀ محدودۀ مطالعاتی به ردههای مناسب و بسیار نامناسب طبقهبندی شدند. نتایج تحقیق نشان داد که 7/57 کیلومتر مربع معادل 24/21 درصد از محدودۀ تحقیق با توجه به استانداردها و شرایط موجود، منطقۀ ممنوع است که اغلب منطبق بر قسمتهای شرقی، شمالی و شمال شرقی شهر بجنورد یعنی بستر و حریم بستر رود فیروزه و محل تلاقی مسیلهای حلقهسنگ، ملکش، پسته، دوبرار، آققلعه، قشلاق، لنگر، باغچق و علیآباد و نقاط مجاور سامانههای گسلی چهار خروار- باباامان، دوبرار- برج و گسل پارگی و پنهان منطبق بر بستر رودخانه فیروزه است. از کل مساحت محدودۀ تحقیق، 3/58 کیلومتر مربع معادل 84/15 درصد شامل پهنۀ مناطق بسیار مناسب است که بیشتر در قسمتهای مرکزی (پادگان ارتش قدیم)، جنوبی (اراضی بالادست پادگان منطقه، ملکش و تخت ارکان)، جنوب غربی (پلیسراه قدیم) و جنوب شرقی (اراضی حمزانلو، کلاته یاوری و شهرک فرهنگیان) محدوده قرار دارد و بنابراین با توجه به مساحت کنونی شهر بجنورد، فضای بهینۀ توسعه برای سالهای آتی مبتنی بر حرکت در مسیر کمخطر وجود دارد. نتیجه نهایی این است که پژوهش حاضر مبتنی بر نگرش سیستمی و اعمال مناطق ممنوع ژئومورفولوژیکی است و نتایج تحقیق برای مدیریت فضا از کارایی توسعۀ سکونتگاهی ویژۀ شهری و پیراشهری برخوردار است.