نظامِ معناییِ مفهوم قانون در اندیشة علمای مخالف مشروطه
نویسندگان
1 گروه علومِ سیاسی، واحدِ اهواز، دانشگاهِ آزاد اسلامی، اهواز، ایران
2 گروه علوم سیاسی، واحد اندیمشک، دانشگاه آزاد اسلامی، اندیمشک، ایران
3 گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
4 گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
doi
10.22059/jhic.2024.381665.654517چکیده
یکی از اصلیترین موضوعات در فهم اندیشة علمای مخالف مشروطه، «نظام معنایی» آنهاست. این نظام معنایی را میتوان بستر سوگیری اندیشة آنها به مفاهیم بنیادین در آن دوره دانست. در این پژوهش، این نظام معنایی در ارتباط با مفهوم قانون، بهعنوان یکی از مهمترینِ این مفاهیم بحث شده است. بنیان بررسی این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، شناخت انگارههایی است که سبب شد تا بخشی از علمای آن روزگار در نظر و عمل بهمخالفت با مشروطه برخیزند. بخش مهمی از این نظام معنایی، بیانکنندة رویکردِ آنها به دنیایِ جدید نیز است و میتوان با بهرهگیری از آن، دیگر مفاهیمِ بنیادینِ آن روزگار را نیز بررسی کرد. در این میان، باید توجه داشت که نسبتِ میانِ امر «قدیم» و امرِ «جدید»، موضوعی است که اساسِ نظامِ معنایی را تشکیل میدهد. با در نظر داشتنِ این موضوعات، پژوهش حاضر، نظام معنایی علمایِ مخالفِ مشروطه را دارای گزارههای بنیادینی میداند که نگرشِ علمای مخالف مشروطه را به مفهوم قانون نشان میدهد. این گزارهها عبارتاند از؛ «کامل و کافی بودنِ قوانین شرع»، «شرع بهمثابة قانون»، «مباینت قانون با خاتمیت پیامبر اسلام (ص)»، «تغییرناپذیر بودنِ قانون»، «قانونِ «جدید» بهمثابة ناسخ شریعت».