سیاست‌های احداث خانقاه برای طریقت‌های چشتیه، کازرونیه، سهروردیه و کبرویه در ایران و شبه‌قارة هند (سده‌های هفتم تا نهم ه.ق)

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران،

doi
10.22059/jhic.2024.379302.654496
چکیده

خانقاه به‌عنوان یکی از مکان‌های استقرار صوفیان در تاریخ تصوف، نقش مهمی ایفا کرده است. در بسیاری از حکایات مرتبط با صوفیان به این مکان‌ها پرداخته شده‌‌ است. طریقت‌های‌ صوفیانة چشتیه، کازرونیه، سهروردیه و کبرویه در قرون هفتم تا نهم هجری در ایران و شبه‌قارة هند به‌خانقاه بسیار وابسته بودند. درواقع، ایجاد طریقت و بنای خانقاه از قرن ششم به‌بعد، رابطة تنگاتگی با یکدیگر دارند. بنابراین، بهره‌برداری از خانقاه ایجاب می‌کرد که چنین مکان‌هایی در خلال چندین قرن، اندک‌اندک احداث شوند. پژهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش‌هاست که خانقاه‌های صوفیان طریقت‌های یادشده در ایران و شبه‌قارة هند را چه کسانی می‌ساختند و نقش صوفیان، سلاطین، درباریان و بازرگانان در احداث خانقاه به‌چه صورت بوده ‌است؟ رویکرد این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها به‌شیوة کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان داده است که ساخت خانقاه از سوی صوفیان در این طریقت‌ها از نظم و نسق مشخص و خاصی پیروی نمی‌کرده‌ و تابع سیاست معینی نبوده ‌است. سیاست‌ سلاطین و درباریان دربارة احداث خانقاه نیز یا به‌منظور بهره‌‌بردن از حمایت‌ طریقت‌ها یا برای مهار نفوذ اجتماعی آنها بوده‌ است. از جانب بازرگانان نیز، تقریباً به‌صورت یکسانی با این پدیده برخورد می‌شد که برآمده از ماهیت تصوف در ایران و شبه‌قارة هند در قرون هفتم تا نهم هجری و جایگاه اجتماعی آن بوده ‌است.