تأثیر جایگاه روسیه در ساختار قدرت جهانی بر مسأله هستهای ایران (از 2003 تا 2023)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.
2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.
4 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
doi
10.22034/isj.2023.377782.1945چکیده
تراژدی از دست رفتن عظمت دورهی تزاری و ابرقدرتی شوروی را میتوان یکی از معدود نقاط اشتراک طیفهای فعال در روندهای سیاسی و اجتماعی در فدراسیون روسیه دانست. این احساس در قالب آرمان تبدیل روسیه به یک قدرت بزرگ، نمود مشهودی داشته است و خصوصاً در گفتمان متأخر سیاست خارجی روسیه که به نام اوراسیاگرایی پوتین شناخته میشود و به صورت ویژه در دوره دوم ریاست جمهوری پوتین و از سال 2012 تا کنون دنبال میشود، شدت بیشتری گرفته است. بر این اساس، جایگاه ایران در دکترین اوراسیاگرایی پوتین ارتقا یافته و به دنبال آن حمایتها و همکاریهای هستهای روسیه با جمهوری اسلامی ایران فزونی یافته است، هر چند رفتار روسیه در این موضوع دارای تعارض و پارادوکسیکال بوده است. این پژوهش به دنبال آزمون این دیدگاه، بر اساس این سوأل است که جایگاه روسیه در ساختار قدرت جهانی، چه تأثیری بر مسألهی هستهای ایران داشته است؟ یافتههای این پژوهش که به روش کار توصیفی - تحلیلی و با رویکردی تاریخی صورت گرفته، نشان میدهد که تأثیر روسیه در این خصوص بر اساس گفتمانهای سیاست خارجیاش، از طیف غربگرایی به طیف اوراسیاگرایی پوتین میل پیدا نموده و به تبع آن تأثیرات جایگاه روسیه بر مسأله هستهای ایران، نمود بیشتری پیدا نموده است.