«حُسنالخط» و «خط نیکو» در آداب کتابت پس از اسلام
نویسندگان
1 گروه مطالعات عالی هنر، دانشکدة هنرهای زیبای دانشگاه تهران
2 گروه ارتباط تصویری، دانشکدة هنرهای زیبای دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکتری رشتۀ هنرهای تجسمی دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhic.2024.371409.654463چکیده
دربارة خوشنویسی و زیبا نوشتن در فرهنگ ایرانی-اسلامی دوگونه متن وجود دارد؛ یکی، رسالههای مستقل و مختص خوشنویسی که خط را بر اساس مفهوم اصول تعریف کردهاند و دیگری، متون عمومیتری که در آنها، خط ذیل مفهوم کتابت و آیین دبیری آمده است. در رسالههای نخست، نظام زیباشناسانة خوشنویسی بر اساس رعایت اصولی شکل میگیرد که وضع آن به ابنمقله نسبت داده شده است. در این نظام، خطی زیباست که اصولی نوشته شده باشد؛ از اینرو بههر نوع ابتکار یا زیبانوشتنی «خوشنویسی» اطلاق نمیشود. اما در متون عمومی دیگر که سدهها پیشتر از رسالههای خوشنویسیِ اصولمحور نگاشته شده و موازی با آنها نیز جاری بودهاند؛ اصطلاحاتی مانند «حسنالخط» یا «خط نیکو» معنایی متفاوت از خوشنویسی بر اساس اصول داشتهاند. دربارة معنای صحیح این واژگان و تعیین مراد دقیق قدما از بهکار بردن آنها، پژوهش مستقلی صورت نگرفته است و شوربختانه، بیالتفاتی بهخاستگاه متفاوت آنها سبب شده است در تفسیر یا ترجمة بسیاری از متون مرتبط با موضوع کتابت و خوشنویسی معنای مخدوشی حاصل شود. در این پژوهش با بررسی شیوة استفاده از اصطلاحات مرتبط با زیبا نوشتن در کهنترین و مهمترین متون عربی و فارسی از سدههای نخستین تا سدههای میانة دوران اسلامی و واکاوی کلماتی مانند جید، ملیح، حَسن و متقن نشان داده میشود که معنای صحیح واژگانی مانند «حسنالخط» و «خط نیکو» را باید در بستر اصلی پیدایش آنها یعنی کتابت، آداب الکتابها و آیین دبیریهای مربوط به آن یافت. در این بستر، زیبا نوشتن هیچ ارتباطی با اصولی نوشتن نداشته و بیش از خوانا نوشتن،گاه همراه تندنویسی، معنایی در بر نداشته است.