نسبت آفند-پدافند در رهنامه نظامی ایران با آرمانگرایی-واقعگرایی در سیاست خارجی (۱۳۶۸-۱۴۰۰)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد تهران مرکزی
3 گروه علوم سیاسی-اندیشه سیاسی و مسائل ایران، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
doi
10.22034/isj.2023.384138.1961چکیده
برنامه های پنجساله توسعه کشور در غیاب هرگونه دکترین دفاعی مدون و دوره ای در ج.ا. ایران، مهمترین منبع شناخت «دیدگاه های اعلامی» تهران در سپهر نظامی و نیز برجسته ترین ابزار تأثیرگذاری دولت بر جهت گیری های دفاعی کشور محسوب می شوند. مقاله حاضر با هدف کشف رابطه میان «موازنه آفند-پدافند در دکترین نظامی ج.ا. ایران» با «موازنه آرمانگرایی-واقعگرایی در گفتمان سیاست خارجی دولتها» بشیوه تحلیل مضمون انجام شده است. پرسش اصلی مقاله این بوده است که «موازنه آفند-پدافند در دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران (برحسب مفاد نظامی/دفاعی برنامه های پنجساله توسعه کشور) چه نسبتی با موازنه آرمانگرایی-واقعگرایی در گفتمان سیاست خارجی دولتها (برحسب فهم رؤسای جمهور از محیط بینالمللی و شیوه مطلوب مواجهه با آن) دارد؟ یافته های پژوهش، وجود تعادل نسبی در موازنه آرمانگرایی-واقعگرایی در گفتمان سیاست خارجی دولت هاشمی را نشان می دهند و درحالیکه این موازنه در دولت احمدی نژاد به سمت آرمانگرایی گرایش داشت، در دولتهای روحانی و به ویژه خاتمی با تمایل به آرمانگرایی همراه بوده است. از سوی دیگر، موازنه آفند-پدافند در برنامه های اول/دوم توسعه در دولت هاشمی و نیز برنامه های سوم/چهارم در دولت خاتمی بهسمت دفاع گرایش داشتند، اما در برنامه پنجم در دولت احمدی نژاد و برنامه ششم در دولت روحانی بهسمت آفند متمایل شدند. وجود همبستگی مثبت، اما ضعیف میان «آرمانگرایی با آفند» و نیز میان «واقعگرایی با پدافند» را می توان به نقش حداقلی قوه مجریه در تأثیرگذاری بر دکترین نظامی ایران به واسطه تدوین برنامه های توسعه کشور نسبت داد.