نقش دکترین خرق حجاب شرکتی در توسعه حقوق بینالملل
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای حقوق بینالملل، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه حقوق، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران.
3 دانشیار عضو هیأت علمی گروه حقوق، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
4 استادیار عضو هیأت علمی گروه حقوق بینالملل دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22034/isj.2023.370286.1931چکیده
شرکتها و دولتها در عرصه بینالملل با توسل به ابزار مختلف اقدام به نقض قواعد حقوقی مینمایند از جمله پنهان شدن در پشت حجاب شرکتهای با مسئولیت محدود و به اصطلاح معاهدهگزینی. محاکم بینالمللی برای مقابله با چنین سوء استفاده از حقی، حجاب میان شرکت تابع با شرکت مادر را خرق مینمایند و به اصطلاح شخصیت حقوقی مجزای آنها را یکی میپندارند تا برای کنترل کننده و مسئول اصلی از دست عدالت گریزی نباشد. محاکم در کسب تابعیت جعلی اقدام به خرق حجاب شرکت مزبور مینمایند و تابعیتی که بواسطه سوء استفاده از حق کسب نموده را نادیده میگیرند. علاوه بر این با استفاده از دکترین خرق حجاب می توان توافقنامه داوری را تحت شرایطی به اشخاص ثالث نیز تسری داد. لذا، اعمال دکترین خرق حجاب که یک دکترین سنت شکن است سبب گشته که بسیاری از ساختارهای حقوقی که پایبندی صرف به آنها سبب نقض قواعد و عدم تحقق عدالت میگردید مشمول یک استثناء شوند. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که دکترین خرق حجاب از چه جهاتی در توسعه حقوق بینالملل نقش داشته است؟ که در پاسخ از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفاده شده و نتیجه حاکی از آن است که سبب توسعه شخصیت حقوقی شرکتها، شرط داوری، تابعیت و قاعده کنترل در حقوق بینالملل شده است.