شهریار ایرانی و جایگاه مردمی حکومت در باور ابوحنیفۀ دینوری
نویسندگان
1 گروه تاریخ، دانشگاه خوارزمی تهران
doi
10.22059/jhic.2024.352888.654389چکیده
با تأملی در اسطورهها و البته برهههایی از تاریخ ایران، چنین به نظر میرسد که اهتمام به مردم و اعتنای به دادگری در جهت مصالح رعیت، در تکوین نظام قدرت و جایگاه مشروع پادشاهان سهم بهسزایی داشت و فرّه ایرانی، موجبات فرّه شاهی را فراهم میآورد. شاه تا زمانی که در کنار مردم و مردممدار بود از فرّهمندی و اقتدار لازم برخوردار بود. در این نگاه، پیدایش نهاد شاهی، برآیند کنش و جمعِ آرای مردمی بود و نظام قدرت ماهیتی عرفی و در ادامه هالۀ قدسی داشت. اقبال جمعی ساکنان ایرانشهر به شاه دادگر و خردمند در مانایی قدرت او مؤثر بود و اِدبار و بغضِ مردمی نیز در زوال جایگاه او، سهمی اثرگذار داشت. بر این اساس، نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، ضمن بررسی جایگاه مردمی حکومت و کارکرد نهاد شاهی در ایران، این مسئله را در بینش تاریخنگارانۀ ابوحنیفه دینوری مورد تأمل قرار میدهد. براساس انگارههای ایرانی در تاریخنگاری ابوحنیفه دینوری، به نظر میرسد مورخ مذکور، بهعنوان یکی از پیشگامان تاریخنگاری اسلامی، با ابتنای بهضرورتِ اعتنای به مردم از سوی حاکمان، مناسبات جامعه و حکومت را رخدادگویی کرده است. دینوری در وجه اسطورهای، همنوایی جامعه و حکومت را بهنحوی تبیین میکند که جایگاه مردمی و وجاهت عرفی- قدسی حکومت در آن مبرهن است. افزون بر آن در ساحت تاریخی نیز انگارههای همگرایانه قابلتوجهی در تاریخنگاری خود ارائه میدهد.