سنجش و تحلیل ظرفیت سازگاری جوامع محلی به مخاطرات اقلیمی (منطقۀ تحقیق: روستاهای سفیدبرگ و بیوندسفلی، شهرستان جوانرود)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران

2 دانشیار دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران

doi
10.22059/jhsci.2020.299401.549
چکیده

کشورهای در حال توسعه به‌شدت در برابر مخاطرات اقلیمی آسیب‌پذیرند. تغییرات جهانی الگوها و رویدادهای اقلیمی، کیفیت و دسترسی به منابع طبیعی را تغییر می‌دهد. این وضعیت تأثیر گسترده‌ای بر نظام‌های اجتماعی و اقتصادی آنها دارد که تهدیدی برای جوامع امروز و نسل‌های آینده قلمداد می‌شود. جوامع روستایی از جمله بخش‌هایی است که بسیار تحت تأثیر نوسان‌ها و مخاطرات اقلیمی است، که برای حفاظت از معیشت خود در مقابل تأثیرات نوسان‌ها و مخاطرات اقلیمی نیازمند اعمال سازگارانه اند که برای مقابله و سازگاری با آنها، به فهم و شناخت علمی نیاز است. در این زمینه این پژوهش با هدف بررسی ظرفیت سازگاری و مؤلفه‌های آن به مخاطرات اقلیمی در دو روستای سفیدبرگ و بیوندسفلی با استفاده از رویکرد شاخص ترکیبی با روش توصیفی- تحلیلی مبنی بر داده‌های پرسشنامه انجام گرفت. متغیرهای واردشده در این تحقیق شامل ویژگی‌های فردی و شاخص‌های ظرفیت سازگاری به مخاطرات اقلیمی شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، زیرساخت، دانش فردی و دولت است. میزان تأثیرگذاری هر یک از مؤلفه‌ها و تجزیه‌وتحلیل داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از روش‌های آماری پردازش شد. نتایج پژوهش نشان داد که اجتماعات محلی روستای بیوندسفلی با میانگین 33/2 و روستای سفیدبرگ با میانگین 88/2 کمتر از میانگین متوسط ظرفیت سازگاری (3) است و ظرفیت‌ سازگاری اندکی در مواجهه با مخاطرات اقلیمی دارند. ظرفیت سازگاری کم دو روستای مذکور به‌طور مستقیم با مؤلفه‌های اقتصادی، اجتماعی، زیرساخت، دانش فردی و دولت ارتباط دارد. مؤلفۀ زیرساخت بیشترین ظرفیت سازگاری را داراست و مؤلفه‌های اقتصادی، اجتماعی، دانش فردی و دولت ظرفیت سازگاری کمی دارند. بنابراین برای ارتقا و بهبود وضعیت ظرفیت سازگاری جوامع در مؤلفه‌های اقتصادی، اجتماعی، دانش فردی و دولت باید توجه ویژه‌ای شود. آگاهی قبلی سازمان‌های مرتبط از عوامل مؤثر بر ظرفیت سازگاری و اتخاذ سیاست‌های حمایتی می‌تواند افزایش ظرفیت سازگاری در برنامه‌ریزی راهبردهای تغییر مدیریت را امکان‌پذیر کند.