نقد روشی مطالعات تاریخ قرآن با تأکیدی بر رویکرد ساختارگرا و انتقادی
نویسندگان
1 گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد
2 گروه آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3 گروه معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
4 دانش آموخته دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jhic.2023.360215.654417چکیده
قرآن کریم، مهمترین میراث دینی و زیربنای تمدّن اسلامی است. آثار مختلفی از سده سوم هجری تا کنون، بهموضوع تاریخ قرآن پرداختهاند. اثبات اصالت و صحت متن قرآن کریم بهعنوان مهمترین منبع دین اسلام با دانش تاریخ قرآن کریم مرتبط است. این آثار، مانند همه آثار علمی دیگر بهلحاظ رویکرد و روش پژوهش قابل نقد است. در بسیاری از این آثار بهماهیت قرآن بهعنوان پدیدهای تاریخی و اجتماعی، توجه نشده و همین مسئله سبب ضعفِ روشیِ مطالعاتِ تاریخِ قرآن شده است. از اینرو، بازنویسی بخشهای مختلف تاریخِ قرآن با توجه بهماهیت تاریخی و اجتماعی قرآن، مبتنی بر رویکردها و روش علمی، یک ضرورت است و میتوان با استفاده از رویکردهای مختلف ساختارگرایی و انتقادی، مطالعاتِ تاریخِ قرآن را با انطباق بیشتر بر حقیقت تاریخی بهرشته تحریر درآورد. توجه به رویکرد ساختارگرا در مطالعاتِ تاریخِ قرآن، ارتباط بین بسیاری حوادث و رویدادهای تاریخ تمدّن اسلامی را با قرآن و سنت نبوی بهعنوان زیر بنای تمدّن اسلامی نشان میدهد؛ از جمله این موضوعات، مسئله قتل عثمان بن عفان و اقدامات حجاج بن یوسف ثقفی است. بهرهگیری از رویکرد انتقادی نیز، نشانگر لزوم نقد تاریخی روایات زید بن ثابت، ابن شهاب زهری، شعبة بن حجاج، ابن ابی داود و ابوعبید قاسم بن سلام است.