الگوی اسکان موقت مبتنی بر روش نظریۀ زمینهای (مطالعۀ موردی: شهر سرپل ذهاب پس از زلزلۀ 1396)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استاد دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استاد دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jhsci.2019.288564.499چکیده
زلزلههای شدید همواره با آسیب به بخش مسکونی، زندگی مردم را مختل میکنند. در فرایند اسکان پس از سانحه، پس از مرحلۀ اسکان اضطراری در هفتههای نخست تا زمان اسکان دائم بهطور معمول یک تا دو سال طول میکشد که لازم است برای بازگشت آنها به زندگی عادی، اسکان موقت تأمین شود. این دوره با وجود نقش مؤثر در روند بازتوانی جامعه، در تجارب گذشته اغلب ساده انگاشته شده و بهویژه در سوانح شهری با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی همراه بوده است. هدف مقالۀ حاضر، معرفی الگوی اسکان موقت از طریق شناسایی ابعاد تشکیلدهنده و عوامل تأثیرگذار بر آن، با نگاهی جامع و سیستمی است. بدین منظور با رویکرد اکتشافی و روش کیفی نظریۀ زمینهای، همزمان طی یک سال و نیم از زلزلۀ آبان 1396 به مطالعۀ فرایند اسکان موقت در شهر سرپل ذهاب پرداخته شد. دادههای پژوهش از طریق مشاهدۀ مشارکتی و مصاحبۀ عمیق نیمهساختارمند با 78 نفر از افراد مهم شامل مسئولان، خبرگان، مردم و مطلعان محلی گردآوری شد. نمونهگیری بهصورت نظری و هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و دادهها توسط نرمافزار مکسکیودای در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد و با استخراج 33 مقولۀ محوری و انتخاب مقولۀ هستۀ «سکونتگاه انتقالی»، الگوی نهایی ارائه شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که موضوع اسکان موقت پس از سانحه، موضوعی سهل و ممتنع است که برخلاف تصور غالب، پیچیدگیهای فراوانی دارد. چالش اصلی «اسکان موقت» با تعریف روشن آن مرتبط است. کاربرد واژۀ «اسکان» موضوع را در بعد کالبدی محدود کرده است. در این دوره به بازتوانی روانی، اجتماعی و اقتصادی آسیبدیدگان کمتر پرداخته میشود و واژۀ «موقت» نیز سبب کماهمیت انگاشتن آن شده است. از اینرو الگوی «سکونتگاه انتقالی» میکوشد با تبیین اجزای اسکان موقت و دستۀ عوامل مؤثر بر آن، به شناخت بهتر آن یاری رساند. از منظر سیستمی فرایند اسکان موقت متشکل از ابعاد «سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت سکونتگاه موقت، طراحی و اجرای مسکن موقت، ساماندهی و برچیدن» است که از سه دسته عوامل «شرایط سانحه»، «ویژگیهای بستر» و «سیستمهای مداخلهگر» مانند «فرهنگ ایمنی، سیستم مدیریت بحران، فرایند اسکان اضطراری تا دائم، خیرین، بیمه، رسانهها و فشارهای اقتصادی و سیاسی» تأثیر میپذیرد. براساس نتایج پژوهش، اساسیترین راهکارها برای ارتقای برنامههای آتی، اتخاذ رویکرد جامع و فرایندی به اسکان پس از سانحه (از اسکان اضطراری تا دائم) و برنامهریزی در مرحلۀ آمادگی است که میتواند به بازتوانی و افزایش تابآوری جامعه انجامد.