مدلهای رجحانی در منطق تکلیف و منطق غیریکنوا
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه ریاضی دانشگاه قم
doi
10.30465/lsj.2025.50824.1490چکیده
گونههایی از جملات شرطی که علاوه بر غیر استاندارد بودن، معمولا ماهیت وجهی دارند در منطقهای شرطی یا منطقهای دو وجهی بررسی میشوند. دستهی مهمی از ساختارهای معنایی برای این منطقها، مدلهای رجحانی میباشند. شرطیهای تکلیفی و شرطیهای فسخپذیر، دو گونه از این شرطیهای غیراستاندارد هستند، که مدلهای رجحانی بهعنوان ساختار معنایی آنها در نظر گرفته و بررسی شدهاند. دراین مقاله ضمن معرفی انواع مدلهای رجحانی و اصول موضوعه نظیر، ادبیات شکل گرفته حول آنها را در پیشینه منطق تکلیف و منطق غیریکنوا مختصرا مرور می کنیم و به مقایسه مدلهای رجحانی به کار رفته برایاین دو نوع شرطی، همچنین توجیه و تحلیل اصول موضوعه برای هریک از دو گونه شرطی غیرکلاسیک میپردازیم. در ادامه با بیان مثالهایی در هر دو پیشزمینه نشان میدهیم مدلهای رجحانی کارایی لازم برای بیان استدلال درست در برخی ازاستدلالهای تکلیفی و همچنین در برخی از استدلالهای غیریکنوا را ندارند و تعمیم هایی که برای این مدلها در ادبیات منطق غیریکنوا وجود دارد را به عنوان گزینه هایی برای رفع این ناکاراییها معرفی میکنیم.