لیبرالیسم، حقوق بینالملل و حکمرانی مطلوب
نویسندگان
1 استادیار گروه روابط بینالملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
2 استادیار گروه حقوق بین الملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
3 دانشجوی دکتری گروه حقوق بینالملل عمومی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
4 استادیار گروه حقوق بین الملل، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
doi
10.22034/isj.2021.278951.1425چکیده
از منظر رئالیستها، «هژمون» برای تداوم مشروعیت و نهادینه نمودن ارزشهای خود، نیازمند استفاده از ابزاری نظیرحقوق بینالملل است. زیرا ثبات نظم هژمونیک و تداوم وضع موجود بیشترین سود را نصیب او میسازد. مشروعیتسازی در سایه اجرای قواعد حقوق بینالملل، توانسته برای تثبیت موقعیت برترکشورهای مسلط کارآمد عمل کند. دولتها به عنوان کنشگران محوری سیاست بینالملل برای تحکیم قدرت در محاسبهی سود و هزینه غوطهورند و زمانی همکاری را ترجبح میدهند که به سود منافع ملی آنان باشد. در مقابل لیبرالیسم با خوشبینی به حقوق بینالملل برای دستیابی به صلح پایدار نقش بیبدیلی را در توسعه آن ایفاء کرده است و با گره زدن تحقق صلح بینالمللی به مشروعیت نظام نمایندگی و مولفههای داخلی دولتها، راهی برای تقویت رعایت قواعد حقوق بشرگشوده است. با این پیش فرض که همبستگی و صلح بینالمللی لیبرالی در سایه برقراری حکمرانی مطلوب در سطح داخلی محقق میشود، این مقاله به این سوال پاسخ میدهدکه آیا رویکرد لیبرالیسم به حقوق بینالملل، توانسته استانداردهای حکمرانی را در جامعه جهانی ارتقاء بخشد؟ ما با تمسک به روش گردآوری دادهها از گونه اسنادی که از طریق کتابها، مقالات، سایتها و منابع اینترنتی انجام شد، به این نتیجه رسیدیم که لیبرالیسم به عنوان یکی از پایههای نظری حکمرانی خوب با جهانی نمودن هنجارهای حقوق بشر سعی نموده تا با استانداردسازی شیوهی حکومتداری و افزایش دولتهای لیبرال، هم اجرای حقوق بشر تضمین و فراگیرشود و هم صلح و امنیت در جامعه جهانی پایدار گردد.