بررسی مقایسه ای الگوی حکمرانی خوب بین دو کشور مصر تونس از ۲۰۱۱تا ۲۰۱۹
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/isj.2022.351751.1866چکیده
پس از جنگ جهانی دوم، خشونتهای داخلی در شکل هویتبنیاد قومی و مذهبی، به مثابه یک واقعیت بسیار تلخ در جهان بروز کردند. سهمخواهی بر سر قدرت سیاسی، اعتراض به سیاستهای توزیعی تبعیضآمیز وعدم بیطرفی دولتها از مهمترین دلایل وزمینههای بروزچنین خشونتها ومنازعاتی بودهاست. نمونه بارز این مسئله را میتوان در خاورمیانه مشاهده نمود. خاورمیانه به مهمترین منطقهی کانونی تروریسم و خشونتهای قومی-مذهبی بدل شدهاست. در این پژوهش به بررسی دو مورد از مهمترین کشورهای دستخوش بحران یعنی مصر و تونس میپردازیم. جهت ارزیابی میزان موفقیت این دو کشور در حل بحرانهای منجر به انقلاب، از شاخصهای حکمرانی خوب استفاده میشود. این شاخصها ناظر بر شش حوزهی مهم از جمله کنترل فساد، حاکمیت قانون، کیفیت قوانینومقررات، کارایی و اثربخشی دولت، ثبات سیاسی و حق اظهارنظر و پاسخگویی است. بر این اساس پرسش اصلی مقاله عبارت است از اینکه به صورت مقایسهای، آیا تونس و مصر پس از بهار عربی توانستهاند برای توسعه و پیشرفت خود به حکمرانی خوب دست یابند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که تونس به علت برخورداری از طبقهی متوسط پویا و بادوام، جامعه مدنی نسبتاً قوامیافته و متکثر، ارتش کوچک و حرفهای، تجانس قومی و مذهبی، انسجام و همبستگی جناحهای مختلف، تا حدودی به ثبات سیاسی در منطقه دست یافتهاست و دارای امتیاز نسبتاً بهتری در زمینهی حکمرانی خوب است، اما کشور مصر به دلیل تنشهای سیاسی و مذهبی، در نوعی بیثباتی سیاسی به سرمیبرد و این امر به نوبهی خود در کاهش امتیاز مصر در زمینهی حکمرانی خوب اثرگذار بودهاست. روش پژوهش این مقاله مقایسهای است.