تبیین معنا شناسی ناشناخت گرایانه ومسئله فرگه-گیچ
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس
2 کارشناس ارشد گروه فلسفه، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.30465/lsj.2025.49601.1480چکیده
« مسئله فرگه-گیچ» یکی از چالش بر انگیزترین مسائلی است که معناشناسی ناشناخت گرایان را دچار بحران کرده است. این بحران از آن جا ناشی شد که آیر متاثر از اصل تحقیق پذیری نشان داد گزارههای اخلاقی نه گزارههای تحلیلی هستند و نه گزارههای تجربی. او نتیجه گرفت آنها، فاقد محتوای گزارهای(معنا) بوده یعنی متصف به ارزش صدق یا کذب نمی شوند. ازاین ایده معنا شناختی اینک ذیل عنوان« نابازنمود گرایی معناشناختی» یاد میشود. سرل و گیچ مبتنی بر رویکردی زبان شناختی-منطقی مسئلهای را صورت بندی کردند که معناشناسی ناشناخت گرایان را به شکلی بنیادین به نقد میکشید. اما این پایان کار نبود. فرآیند پاسخ گویی به چالش نشان داد که ریشهی اصلی مشکل ارائه یک معناشناسی منقح از جملات مرکب و پیچیدهای است که احکام اخلاقی (متعهد به اصل نابازنمودگرائی ) را درون خود جای دادهاند؛ از این رو مسئله صورتی بغرنج تر به خود گرفت ، مسئله درونهای.