حجیّتِ دلیل و تقلید در منطقِ روانشناختیِ میرزایِ قمی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق دانشگاه قم
doi
10.30465/lsj.2025.49901.1481چکیده
تبیینِ میرزایِ قُمی دربارهیِ دلیلِ عملی از سه جهت حائزِاهمیت است: (1) او از جدیترین منتقدانِ منطقِ ارسطویی و نحوهیِ دلیلآوری در این منطق بهحساب میآید و راهِ متفاوتی را از مدافعانِ این منطق پیموده است. (2) منطقِ حاکمبر اندیشهیِ میرزایِ قُمی یک منطقِ روانشناختی بهحساب میآید. و (3) با ارائهیِ تبیینِ متفاوت از سرشتِ دلیل، تقلید را نوعی از دلیل بهحساب میآورد و بابِ استناد به تقلید را در امورِ عملی میگشاید. در این پژوهش موضعِ میرزایِ قُمی دربارهیِ دلایل بهبحث گذاشته شده و نشان داده شده است که میرزایِ قُمی هر امرِ اقناعآور را دلیل میداند. میرزا با فرارَوی از صورتگرایی در منطقِ ارسطویی، به تکثّرِ صورت در استدلال باور دارد و معتقد است که نحوهیِ التفاتِ مجتهد، صورتِ استدلال را بهنحوِ پسینی معیّن میسازد؛ بنابراین بهنحوِ پیشینی، نمیتوان هیچ صورتی را نمیتوان بهعنوانِ صورتِ استدلال پذیرفت. بهباورِ میرزا، یقینِ منطقی وجود ندارد و یقینِ منطقی نیز نوعی یقینِ روانشناختی است. اگر یقین یکسره امری روانشناسانه باشد، سه لازمه پدید میآید: (1) تمایزی بینِ ظنِ خاص و ظنِ عام از بین میرود و همهیِ ظنون بهیکسان معتبر میشوند. ازاینرو، (2) در اعتباربخشی به ظنون، تفاوتی وجود ندارد که از چه منبعی برآیند؟ و (3) تقلیدِ اقناعآور ازنظرِ معرفتشناسانه هیچ تفاوتی با یقینِ روانشناسانه ندارد و بلکه تقلید قِسمی از یقین بهحساب میآید؛ ازاینرو (4) در امورِ عملی میتوانیم از تقلید بهره گیریم.