تحلیل شرطی متصل در برخی آثار منطق سنتی اروپای سده نوزده
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه علوم اسلامی رضوی - مشهد- ایران
doi
10.30465/lsj.2025.49622.1479چکیده
ماهیت قضایای شرطی و تحلیل محتوای آن یکی از مباحث دامنهدار در منطق بوده است. پرسش ها و مسائل مطرح شده در سنت منطقی مغرب زمین در باره قضایای شرطی تا حدی متفاوت از آن چیزی است که در سنت منطقی جهان اسلام میشناسیم. در این مقاله با تکیه بر برخی از آثار مهم منطق سنتی مغرب زمین بویژه انگلیسی زبان در قرن نوزده، به بررسی مهمترین مباحث مربوط به قضایای شرطی متصله، مانند ماهیت قضیه شرطی، دستهبندی های مختلف ارائه شده از قضایا، تعبیر وجهی از قضایای شرطی، کمیت و کیفیت قضایای شرطی و نفی قضایای شرطی پرداخته شده است. منطق دانان غربی در این مباحث آراء متفاوتی ارائه و به نکاتی اشاره کرده اند که در منطق سنتی جهان اسلام کمتر مورد توجه بوده است شناخت آراء متفاوت منطقدانان سنتی غرب در این مباحث، از یکسو ما را با زمینههای رویش منطق جدید آشنا میکند و از سوی دیگر امکان اسباب نقادی منطق سنتی در جهان اسلام را فراهم میسازد.