تأمّلی در ضرورت احراز عسر و حرج در محاکم جهت صدور حکم و گواهی عدم امکان سازش در کلیّه طلاق ها

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شیراز

2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه شیراز

doi
10.22075/feqh.2018.12176.1345
چکیده

بر کسی پوشیده نیست طلاقی که «أبغض الحلال» خالق هستی خوانده می ‌شود چه تبعات مهلکی را برای شخص و جامعه در پی دارد. لیکن از آنجا که گاه اصرار بر بقای یک رابطه، آثاری به مراتب مخرّب‌ تر از افتراق و انفکاک آن به دنبال دارد گریزی از پذیرفتن آن به عنوان آخرین راه حلّ باقی نمی‌ ماند. با این اوصاف، مسأله‌ اصلی به این امر باز می‌ گردد که تشخیص ضرورت انحلال عقد نکاح با چه کسی می ‌باشد و بر اساس چه معیاری صورت می‌ پذیرد؟ به نظر می ‌رسد با توجه به مذموم بودن طلاق و نتایج ناگواری که به همراه دارد بهتر است با سیاست ‌های کلّی نظام مبنی بر حفظ کانون خانواده و کاهش آمار طلاق همگام شده و همواره گستره‌ آن را به مواردی که ادامه‌ زندگی مشترک برای طرفین یا یکی از آنها قرین مشقّتی در حدّ عسر و حرج می‌ گردد، محدود و منحصر نمود.