ملاک بداهت بدیهیات تصدیقی؛ راهکاری ترکیبی مبتنی بر ساختار و شهودات درونی

نویسندگان

1 دﻛﺘﺮیﻓﻠﺴﻔﺔاﺧﻼق،داﻧﺸﻜﺪةاﻟﻬﻴﺎتﻗﻢ

doi
10.30465/lsj.2024.45554.1440
چکیده

نظام معرفتی مبتنی بر مبناگروی قضایای بدیهی را به عنوان بنیان‌های معرفتی خود برمی‌گزیند. اما خود این بدیهیات به دلیل وضوح و آشکارگی‌اشان مورد کاوشی عمیق و مستقل قرار نگرفته‌اند. سوال اصلی در ارتباط با بدیهیات، ملاک و چرایی بداهت آنهاست. در این مقاله بعد از بیان تعاریف و شروط لازم در بدیهیات به بررسی ملاکات ارائه شده در مطاوی کلمات اهل فلسفه و منطق برای بداهت پرداخته می‌شود، با استقصاء در مواضع متفاوت به چهار مبنا اشاره می‌شود؛ ارجاع بدیهیات به علم حضوری، فطری بودن، ارتباط با یک مبدأ عالی و حصول اضطراری. هر یک از این مبانی دارای اشکالاتی است که به ترتیب ذیل هر مبنا بدان اشاره خواهد شد و در نهایت یک نظریه ترکیبی ارائه می‌شود که بی‌نیازی از حدوسط را به عنوان ملاکی برای وضوح مفهومی و شهودات درونی را به عنوان منبعی درونی و معرفت‌زا برای تضمین صدق بدیهیات پیشنهاد می‌کند و در نهایت نیز استدلالی عملگرایانه برای پشتیبانی از شهودات درونی ارائه می‌شود؛ به نظر می‌رسد نظریه اخیر به‌گونه‌ای اثبات‌پذیر دو رکن بداهت را تبیین می‌کند.