تعریف ابنسینا از قضیه در اشارات
نویسندگان
1 استاد گروه منطق، موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
doi
10.30465/lsj.2024.48970.1470چکیده
ارسطو قضیه را به سخنی تعریف کرده است که یا صادق است یا کاذب. اما ابنسینا، که در همة کتابهایش به جز اشارات و تنبیهات، تعریف ارسطویی را ذکر میکند، در کتاب اخیر از این نظر عدول کرده، قضیه را به صدق و کذب «گویندهاش» تعریف کرده است: «الترکیب الخبری وهو الذی یقال لقائله إنه صادق فیما قال أو کاذب». این یعنی صدق و کذب وصف گویندة سخن است و نه خود سخن، و این بر خلاف تعریف ارسطو و خود ابنسینا در همة آثار پیشین است که صدق و کذب را وصف سخن میگیرند و نه گویندة سخن. برخی از معاصران دلایلی بر عدول ابنسینا از تعریف نخستین به تعریف دوم طرح کردهاند که ضمن گزارش آنها، نشان میدهم که انتساب هیچ یک از آنها به ابنسینا مستند نیست. در برابر، دلیل تازهای مطرح میکنم که احتمال استناد آن به ابنسینا اگر بیشتر نباشد کمتر نیست و آن اینکه واژههای «صادق» و «کاذب» در زبان عربی پیش از عصر ترجمه به معنای «راست» و «دروغ» در زبان فارسی و مانندهای آن در دیگر زبانها نبوده است بلکه به معنای «راستگو» و «دروغگو» در زبان فارسی و مشابههای آن در دیگر زبانها بوده است. معادلهای «راست» و «دروغِ» فارسی در زبان عربی پیش از عصر ترجمه، بر خلاف آنچه معمولا گمان میرود، «حق» و «باطل» است و نه «صادق» و «کاذب». احتمالا با تفطن به این نکتة زبانشناختی، ابنسینا در کتاب اشارات و تنبیهات تعریفی ارائه کرده است که به لغتشناسیِ زبان عربی پیش از عصر ترجمه وفادارتر است.