جایگاه منطقه فراملی در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی (سیاستگذاری) عمومی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22034/isj.2022.311768.1757
چکیده

در دوران معاصر منطقه‌گرایی به عنوان همسو یا بدیل جهانی‌شدن، یکی از رویکردهای انتخابی دولت‌هاست. ایران که بنا بر اقتضائات جغرافیایی و تاریخی، یک کشور بین‌المللی و قدرتی منطقه‌ای است، از آغازین سال دهه پایانی قرن بیستم، با پایان اشغال افغانستان از سوی شوروی و استقلال جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی می‌توانست جایگاه منطقه‌ای خود را ارتقا دهد؛ اما به رغم موقعیت ممتاز جغرافیایی، قرابت‌های فرهنگی و تمدنیِ ایران با این کشورها و تدوین شش برنامه پنج‌ساله توسعه، جمهوری اسلامی ایران در طی سه دهه گذشته نتوانست به عنوان کشور قطب منطقه‌ای عمل کند و از ظرفیت‌های منطقه‌ای خود در ارتباط با آن کشورها بهره‌مند شود. در تحقیق حاضر پرسش اصلی این است که «جایگاه منطقه فراملی در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه ایران چیست؟» و با استفاده از دو روش تجزیه و تحلیل تکرر و تحلیل محتوا، مواد و بندهای برنامه‌های شش‌‎گانه توسعه بررسی شد. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که در برنامه‌های توسعه منظور از منطقه مشخص نیست؛ میزان توجه به منطقه در برنامه‌ها به صورت پرنوسانی متغیر است؛ و مؤلفه اصلیِ منطقه، قلمرو شمول و کشورهای تشکیل‌دهنده آن، از یک برنامه به برنامه دیگر تفاوت دارد. به عنوان نتیجه کاربردی، پیشنهاد شده است که «حوزه تمدن ایرانی» به عنوان منطقه جغرافیایی ـ فرهنگی محاط ایران، منطقۀ هدفِ ایران و مصداق معین منطقۀ فراملی در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های کلان کشور تعریف شود.