واکاوی دو رویکرد «ساختارگرایی» و «اهمیّتگرایی» در شناسایی «تعهدات عامالشمول» حقوق بینالملل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته حقوق محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و محیطزیست، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 عضوهیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 عضو هیئت علمی و رییس موسسه تخصصی حقوق بین الملل کانادا، تورنتو، کانادا
doi
10.22034/isj.2022.338166.1812چکیده
یکی از مفاهیم کلیدی که در توسعه حقوق بینالملل نقش مهم داشته است، مفهوم تعهدات عامالشمول بوده است. این تعهدات از آن جهت که از ارزشهای بنیادین جامعه بینالمللی حمایت میکنند، از سایر تعهدات حقوق بینالملل متمایز بوده و برخلاف تعهدات دوجانبه و متقابل حقوق بینالملل، به تمامی دولتها تعلق داشته و براین اساس تمامی دولتها در رعایت آنها دارای منفعت حقوقی هستند. علیرغم اینکه درباره مفهوم تعهدات عامالشمول به عنوان بخشی از بدنه حقوق بینالملل، کمتر تردید شده است، ضوابط شناسایی و محتوای آن همواره محل بحث بوده است؛ از این رو، چیستی این تعهدات و ارائه راهکاری دقیق برای شناسایی آن یکی از مسائل مناقشهبرانگیز و دشوار حقوق بینالملل به شمار میآید. این مقاله در پی پاسخگویی به این سؤال است که «با توسل به چه رویکردهایی میتوان تعهدات عامالشمول را در پهنه حقوق بینالملل مورد شناسایی قرار داد؟». روش بررسی این پژوهش، تحلیلی-توصیفی میباشد و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانهای است. با هدف زدودن ابهامات در خصوص چگونگی شناسایی تعهدات عامالشمول، دو رویکرد «ساختارگرایی» و «اهمیّتگرایی» به عنوان رویکردهای پیشنهادی در این راستا مورد واکاوی قرار خواهند گرفت. یافتههای این پژوهش نشان میدهد رویکرد «اهمیّتگرایی» با ارائه دو راهکار، نخست شناسایی تعهدات عامالشمول بواسطه قواعدآمره حقوق بینالملل و دوم، شناسایی تعهدات عامالشمول از طریق قواعد عرفی حقوق بینالملل (تعهدات عامالشمول غیرآمره)، برای این منظور مناسبتر است.